تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٧٣ - سخنان كوتاه امام پنجم(ع) در اين زمينهها پند، حكمت، زهد و
(١) ٣١. از تنبلى و كم حوصلگى بپرهيز كه كليد هر شرى است، آدم تنبل هيچ حقى را ادا نمىكند و كم حوصله بر هيچ حقى ثابت نمىماند (بر اثر بىحوصلگى بمحض اندك ناراحتى از حق دست مىكشد).
(٢) ٣٢. هر كه برادرى در راه خدا بچنگ آرد، و بر اساس ايمان به خدا و وفاى به حق برادرى براى خدا با او طرح دوستى بريزد، پرتوى از نور خدا بكف آورده، و امانى از عذاب، و دليلى نجاتبخش قيامت و عزتى جاويد، و نامى بلند .. چه مؤمن نه وصل به خداست، نه از خدا جداست. گفتند: يعنى چه؟ فرمود: وصل به او نيست، يعنى خدا نيست، از او جدا نيست يعنى از غير خدا نيست (و با ديگرى پيوند ندارد).
(٣) ٣٣. اين دغلكارى با خويشتن براى انسان بس كه: عيبى را در ديگران ببيند و در خود نبيند، يا كارى را كه نمىتواند وانهد بر ديگر عيب گيرد، يا همنشين را با مطالبى بيهوده كه نفعى به حالش ندارد بيازارد.
(٤) ٣٤. تواضع اين است كه انسان در مجلس به جايى پائينتر از مقام خود رضا باشد، بهر كه رسد سلام كند، و مجادله نكند هر چند بر حق باشد.
(٥) ٣٥. مؤمن برادر مؤمن است، نه دشنامش دهد، نه محرومش كند، نه گمان بد به او برد.
(٦) ٣٦. به فرزندش فرمود: خود را به حق ملتزم كن، كه هر كه چيزى را بجا ندهد دو برابرش را بىجا بدهد.
(٧) ٣٧. هر كه را تندخوئى دادند ايمان را از او نهان كردند.
(٨) ٣٨. خدا آدم زشتگوى بدزبان را دشمن دارد.
(٩) ٣٩. خدا را كيفرهائى است در دلها و بدنها، چون تنگى در معيشت، و سستى در عبادت، و هيچ كس را كيفرى چون سنگدلى ندادهاند.
(١٠) ٤٠. روز قيامت فريادگرى بانگ زند: صابران كجايند؟ گروههائى بپاخيزند، سپس بانگ زند متصبران (آنها كه رنج و تلخى صبر را بر خود تحميل كردهاند) كجايند؟ باز جمعيتهائى بپاخيزند. گفتند: قربانت، صابران و متصبران كيانند؟ فرمود: صابران آنهايند كه مشقت انجام واجباترا تحمل كردهاند، و متصبران كسانى هستند كه رنج ترك حرام را به جان خريدهاند.
(١١) ٤١. خداوند فرمايد: اى آدميزاده! آنچه برايت حرام كردهام واگذار تا پرهيزگارترين مردم باشى.
(١٢) ٤٢. بهترين عبادت، حفظ شكم و دامن است.