تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٠٣ - فرمان امير المؤمنين على(ع) به مالك اشتر هنگامى كه او را به حكومت مصر و توابع آن گماشت
خود و خانوادههائى كه پشت سر نهادهاند در سعه و رفاه باشند و از غم زندگى آسوده، همى جز مبارزه با دشمن نداشته باشند، پياپى عواطف قلبى و مراقبتهاى خود را به آنها اعلام كن تا بدانند در پيشگاه تو ارجمند و عزيزند و مراقب گشايش زندگى آنها هستى (ولى به هوش باش كه اين دلجوئيها، سرگرميهاى بىاساس و نويدهاى فريبنده و توخالى نباشد). با حسن عمل، اكرام و عطوفت، صدق وعدههاى خود را به ثبوت رسان كه اگر (در عمل) از تو محبت ببينند قلوب ايشان به تو مىگرايد. (١) بهترين چشم روشنى زمامدار نشر عدالت در مملكت، و پيدايش دوستى و مودت در رعيت است، چه دوستى آنها بروز نكند مگر آنگاه كه سينهها (بىكينه و) سالم باشد، و خيرخواهى آنان تحقق نپذيرد، جز آن زمان كه به حفظ و حراست حكام علاقهمند باشند، دولت بر دوششان سنگينى نكند تا انقراض دستگاه حاكم را بىتابانه نخواهند. در اداره قشون تنها به غنيمتهاى جنگى كه در ميان آنان پخش كنى قناعت مكن، علاوه بر غنائم از (ذخائر) بيت المال نيز كه خدا نصيبشان كرده، كمبودهاى آنها را جبران كن تا به نصرتت برخيزند، و بار ديگر (به هنگام بسيج) به يارى خدا و دين بشتابند، در ميان سپاه دليران را امتياز بيشترى ده تا انتظار و توقعى را كه در خيرخواهى و دلسوزى از آنها دارى برآورند، در بذل و بخشش، ثنا و ستايش، از آنها دريغ مكن، از هر يك جداگانه با مهربانى تفقد و دلجوئى كن و دلاوريهايى را كه در ميدانهاى نبرد از خود نشان دادهاند بستاى كه هر چه بيشتر خدمات آنان را به زبان آرى، به خواست خدا شجاعان تشويق شوند و واپس ماندگان ترغيب گردند. اما (با همه اطمينان و اعتمادى كه به آنها دارى از مراقبت احوال آنان غافل مباش) بايد بازرسانى معروف به امانت و حقگوئى بر آنها بگمارى تا خدمات آنان را به تو گزارش كنند، و خدمتگزاران بدانند زحماتشان از نظر تو پوشيده نمىماند. حق خدمت هر يك را دقيق بشناس و به حساب ديگرى مگذار، از ارزش آن هيچ مكاه، هر يك را پاداش (مناسب) ده و از هر كدام در حدود فعاليتش قدردانى كن. مبادا (شخصيت افراد را در پاداش عمل دخالت دهى) و تعين و شرافت يك فرد موجب شود خدمت كوچكش را بزرگ شمارى، يا پستى (و گمنامى) ديگرى باعث گردد كه خدمات بزرگش را كوچك بحساب آرى. هرگز نبايد سپاه خوشسابقهاى با يك اشتباه جزئى يا يك خلاف اتفاقى از نظرت سقوط كند و به چشمت فاسد آيد، كه عزت خاص خداست بهر كس خواست عطا فرمايد، و عاقبت از آن پرهيزگاران است.
(٢) اگر يكى از لشكريان و افرادى كه به دشمن ضرباتى وارد كردهاند به درجه شهادت رسيد تو بايد براى عائلهاش، همانند يك وصى مهربان و مطمئن، جانشين او باشى، تا آنجا كه فقدان سرپرست خانه در زندگى آنها اثر نگذارد. اين شيوه پدرانه عواطف قلبى پيروانت را بيشتر كند، و حس اطاعت را در آنها زندهتر سازد، چنان كه زير لواى تو براى مقابله با هر خطرى هر چه