تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٦٩٩ - توصيف آن حضرت از امامت و امام و مقام او
(١)
توصيف آن حضرت از امامت و امام و مقام او
عبد العزيز بن مسلم گويد: در شهر مرو همراه حضرت رضا ٧ بوديم، روزى به مسجد جامع رفتم، ديدم مردم در باره امامت بحث و گفتگو مىكنند، و سخن از اختلاف- نظرهاى موجود بميان آمد، پس از جلسه من خدمت آن جناب رسيده جريان را بعرض رساندم، حضرت تبسمى كرد.
(٢) فرمود: عبد العزيز! مردم جاهلند و در دينشان فريب خوردهاند، خداى عز و جل پيغمبر را قبض روح نكرد جز وقتى كه دينش را كامل ساخت، و قرآن را بر او نازل كرد كه هر چيز در آن بيان شده، حلال، حرام، حدود و احكام و همه احتياجات مردم، چنان كه فرموده:
«از هيچ چيز در اين كتاب فروگذار نكرديم.» (انعام: ٣٨). و در سفر «حجة الوداع» كه آخر عمر پيغمبر بود اين آيه را فرستاد: «امروز دينتان را كامل ساختم و نعمتم را بر شما تمام كردم و اسلام را براى دين شما پسنديدم.» (مائده: ٣). امر امامت از كمال دين است و پيغمبر در نگذشت مگر وقتى كه نشانههاى راه دينش را براى امت بيان كرد، راهها را روشن ساخت، امت را به راه راست گماشت، و على ٧ را به سمت راهنما و امام براى آنها نصب كرد، و هيچ يك از نيازمندىهاى آنها را وانگذاشت جز اينكه بيان فرمود، پس هر كه تصور كند خدا دينش را ناقص گذاشته، كتاب خدا را رد كرده و هر كه كتاب خدا را رد كند كافر است. مردم مقام امامت و موقعيت آن را در بين امت مىشناسند تا بتوانند انتخاب كنند.
(٣) امامت مقامى است كه خداوند ابراهيم خليل را پس از رتبه پيغمبرى و «خلت» (دوستى) بدان ممتاز ساخت، اين سومين رتبه و فضيلتى بود كه خليلش را بدان تشريف داد، و نامش را برافراشت چنان كه فرموده: «آنگاه كه ابراهيم را پروردگارش به كلماتى آزمود، و چون همه را به پايان رساند فرمود: من تو را امام مردم خواهم ساخت، حضرت خليل از خرسندى گفت: از نژادم نيز؟ فرمود: عهد من به ستمكاران نرسد.» (بقره: ١٢٤). اين آيه امامت هر ظالمى را تا قيامت رد كرده، و اين مقام اختصاص به برگزيدگان امت يافت.
سپس خداوند آن را ارجمند داشت و در نسل برگزيدگان پاك نهاد، فرمود: «به او (يعنى ابراهيم) اسحاق و فرزندزادهاش يعقوب را بخشيديم، و همه را شايسته قرار داديم، و آنان را امامانى ساختيم كه به فرمان ما (مردم را) هدايت كنند، و انجام كارهاى نيك و بپا داشتن نماز و پرداختن زكات را به آنها وحى كرديم، و به عبادت ما پرداختند» (انبياء: ٧٣- ٧٢). نسل