تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٥٩٣ - سخنان كوتاه آن حضرت در اين زمينهها پند، حكمت، زهد و
(١) ١١٠. گذشت نيك، كه (قرآن دستور داده) اين است كه بر خطا مؤاخذه نكنى، و «صبر نيكو» صبرى است كه شكوه در آن نباشد.
(٢) ١١١. چهار خصلت است در هر كه باشد مؤمن است گرچه از فرق تا قدم گناه باشد: راستگوئى، حيا، خوشخوئى، و حقشناسى.
(٣) ١١٢. تا ترسان و اميدوار نباشى مؤمن نيستى، و تا براى آنچه مىترسى و اميدوارى عمل نكنى ترسان و اميدوار نيستى.
(٤) ١١٣. ايمان نه به ظاهر سازى است، نه به آرزو، ايمان آن است كه به طور خالص در دل باشد و عمل آن را تصديق كند.
(٥) ١١٤. مرد چون از سى سال گذشت «كامل» است، و چون از چهل گذشت پير است.
(٦) ١١٥. مردم در باره توحيد سه گونهاند: مثبت (كه به يگانگى خدا معتقد است)، نافى (كه منكر است) و «مشبه» (كه خدا را به بندگان تشبيه مىكند)، نافى بر باطل است، مثبت حق است، و مشبه مشرك.
(٧) ١١٦. ايمان عبارت است از اقرار (به زبان)، عمل (به اعضا) و عقيده (به قلب) و اسلام تنها اقرار است و عمل.
(٨) ١١٧. يكباره حشمت (و بزرگى) را در مقابل برادرت فرو نگذار، اندكى باقى گذار كه از دست رفتن حشمت، رفتن حياست، و باقى ماندن حشمت بقاى مودت.
(٩) ١١٨. هر كه برادرش را خجالت دهد پيوند با او حرام است، هر كه برادرش را غمگين نمايد حرمت و عزتش ساقط است.
(١٠) ١١٩. يكى به آن جناب گفت: شما كنار (وادى) عقيق (رودى است كه از نزديكى شهر مدينه مىگذرد) خلوت گزيدهايد، و به تنها گرائيدهايد، چرا؟ فرمود: توهم اگر شيرينى تنهائى را بچشى از خودت نيز بگريزى. سپس فرمود: كمترين بهره بنده از خلوت، آسودگى از مداراى با مردم است.
(١١) ١٢٠. خدا هيچ درى از دنيا به روى بنده نگشايد، جز اينكه دو در از حرص به رويش باز كند.
(١٢) ١٢١. مؤمن در دنيا غريب است، از ذلتش بيتابى نكند، و با اهل آن بر سر عزتش رقابت ننمايد.
(١٣) ١٢٢. پرسيدند راه آسايش چيست؟ فرمود: مخالفت با هواى نفس، پرسيدند:
(آن كه در اين راه گام نهد) كى به مقصد رسد؟ فرمود: نخستين روزى كه به بهشت در آيد.