تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٥٩٥ - سخنان كوتاه آن حضرت در اين زمينهها پند، حكمت، زهد و
(١) ١٢٣. خداوند آراستگى ظاهر و فهم دين، و خوى خوش را هرگز در وجود منافق يا فاسق جمع نكند.
(٢) ١٢٤. آب مزه زندگى مىدهد، و غذا طعم نيرو دارد، سستى و توانائى بدن از كم (و زياد) شدن پيه قلوههاست، مركز عقل مغز است، و قساوت و رحمت در دل است.
(٣) ١٢٥. حسد دو گونه است: فتنهانگيز، و غفلتآميز. غفلتآميز چنان است كه در قرآن نقل مىكند كه ملائكه چون خدا فرمود: «من در زمين جانشين قرار مىدهم، گفتند:
آيا كسى را آنجا مىگمارى كه فساد كند و خونها ريزد، و حال آن كه ما به شكر تو تسبيح مىگوئيم، و تو را تقديس مىكنيم.» (بقره: ٣٠). يعنى آن جانشين را از جنس ما قرار ده، و اين تقاضا نه از حسد فتنهانگيز و رد و انكار (كلام خدا) بود. و قسم دوم كه كار بنده را به كفر و شرك مىكشد حسد ابليس است كه فرمان خدا را رد كرد، و از سجده بر آدم سر پيچيد.
(٤) ١٢٦. مردم در مسأله «قدرت» سه دستهاند: برخى خيال مىكنند كارها بدانها واگذار شده (و خود را بدون احتياج به خدا بر هر كار قادر مىدانند) اينها قدرت خدا را سست شمردهاند و اهل هلاكتند، جمعى گمان دارند كه خدا بندگان را به گناه مجبور ساخته و (بشر هيچ اختيارى ندارد و در عين مجبورى مكلف به ترك گناه است و خدا) بار تكليفى كه نتوانند كشيد به دوششان نهاده اينان در اين قضاوت خدا را ظالم شمارند و اهل هلاكتند، و گروهى معتقدند خداوند بر حسب طاقت تكليف كرده، و بيش از قدرت تحميل ننموده، و اگر نيكى كنند بايد شكرش گويند و اگر بد كنند آمرزش خواهند، اينها مسلمان بالغند.
(٥) ١٢٧. شتابان راه رفتن وقار مؤمن را ببرد و نورش را فرو نشاند.
(٦) ١٢٨. خداوند، توانگر ستمكار را دشمن دارد.
(٧) ١٢٩. غضب، قلب حكيم را نابود كند، آن كه بر غضبش مسلط نباشد بر خردش مسلط نيست.
(٨) ١٣٠. «فضيل بن عياض» گويد: حضرت صادق ٧ به من فرمود: مىدانى «شحيح» كيست؟ گفتم: شحيح همان بخيل است، فرمود: نه شح از بخل بالاتر است، بخيل از مال خود بخل مىورزد، شحيح هم از مال خود دريغ مىكند هم از مال مردم، چندان كه آرزو كند هر چه مردم دارند به حلال يا حرام از آن او باشد، هرگز سير نشود، و از رزق خدا سود نبرد.
(٩) ١٣١. بخيل كسى است كه مال از حرام بچنگ آرد و بيجا خرج كند.
(١٠) ١٣٢. به يكى از شيعيانش فرمود: چرا برادرت از تو شكايت دارد؟ عرض كرد: چون تمام