تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٦٣ - موعظه
(١)
موعظه
روزى جمعى از شيعيان شرفياب حضورش بودند و به موعظه و تهديد آنها (از عذاب الهى) مشغول بود، اما آنها سرگرم و به خود مشغول بودند، امام ٧ از اين (غفلت و بىادبى) خشمگين شده اندكى سر بزير افكند، سپس سر برداشته فرمود: اگر گوشهاى از گفتار من به قلب يكى از شما نشيند جان سپارد. هان! اى پيكرهاى بىجان و مگسهاى بىچراغ[١] شما چوبهاى خشگى را مانيد كه تكيه به ديوار دادهاند، و بتهاى تراشيده صيقلى را، چرا از سنگها (ى معدن) طلا بر نمىگيريد، چرا از روشنيها نور تابان نمىگيريد؟
چرا از دريا مرواريد بيرون نمىكشيد؟ سخن پاك را از هر دهان كه برآيد بگيريد، گرچه او خود بكار نبندد كه خداوند فرمايد: « (آن بندگان مرا بشارت ده) كه سخن را گوش كنند و بهترينش را پيروى نمايند، اينهايند كه خدا هدايتشان فرموده.» (زمر: ١٨). واى بر تو اى انسان مغرور، تو آن كس را كه ناپايدارش دهى و پايدارت دهد نمىستائى. (خدائى كه مال دنيا ستاند و بهشت جاويد دهد) درهمى ناپايدار دهى و ده برابر تا هفتصد برابر (به اختلاف مراتب اخلاص) از بخشندهاى كريم پاداش گيرى، اين خداست كه ترا غذا دهد، آب دهد، بپوشاند، سلامت عطا كند، بلا را از جانب بگرداند، از چشم تهديدگران نهانت كند، خدائى كه ترا در شب و روز حفظ كرده، در بيچارگى به فريادت رسيده، در مراحل امتحان رشدت را خواسته. گويا شبهاى دردمندى و هراس را از ياد بردهاى كه دست دعا به درگاهش برداشتى و اجابتت كرد، و با اين حسن رفتار (و بندهنوازى) مستوجب شكر شد، ولى تو در ميان آنها كه به ياد او بودند فراموشش كردى، و از فرمانش سرپيچيدى.
واى بر تو، تو دزد گناهى، هر زمان شهوتى پيش آيد، يا زمينه گناهى فراهم شود، بشتابى و جاهلانه اقدام كنى، گوئى خدا ترا نمىبيند، يا در كمينت نيست، اى طالب بهشت چه خوابى دراز، و مركبى وامانده و همتى سست دارى؟ خدايت خير دهد، با اين جويندگى و اين مطلوب كه تو دارى، اى گريزان از دوزخ، مركبت چه شتابان بدان سوى مىرود، و خود چه بسيار در تهيه اسبابش تلاش مىكنى اين گورها را بنگريد چگونه در جلوى خانهها چون سطرهاى كتاب رديف شدهاند، خطها به همديگر نزديك است، قبرها كنار يك ديگرند، اما خفتگان از هم دورند، ساختند و خراب كردند، انس گرفتند و رميدند، منزل كردند و رانده شدند، اقامت كردند و كوچيدند، اين شگفت را چه كسى شنيده: هم نزديك و هم دور، هم دور و هم نزديك، هم سازنده و هم ويرانگر، هم مأنوس و هم متوحش، هم ساكن و هم جا كنده، هم مقيم، و هم كوچنده، بجز اهل قبور مردمى با چنين صفات كه شنيده؟ (٢) اى فرزند سه روز، روز تولد، روز ورود در قبر،
[١] و به نقل وافى، از تحف العقول كه بسيار مناسبتر است« ذبالا بلا مصباح» يعنى فتيلههاى بىچراغ.