تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٨١ - سفارشهاى آن حضرت به«عبد الله بن جندب»
بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم (١)
سخنان طولانى از امام صادق ٧ در اين زمينهها: پند، حكمت، زهد و ...
سفارشهاى آن حضرت به «عبد اللَّه بن جندب»
[١] (٢) اى عبد اللَّه! شيطان دامهاى خود را در اين سراى فريب گسترده و جز دوستان ما شكارى نخواهد كه آخرت چنان در چشم آنان بزرگ است كه هيچ چيز را با آن مبادله نكنند.
آه! آه بر آن دلها كه آكنده از نور است، دنيا در نظر آنها چون اژدهائى رنگارنگ است و دشمنى زبان نافهم، با خدا الفت دارند و از آنچه عياشان بدان مأنوسند مىگريزند، آنان به حق دوستان منند. به بركت آنها هر فتنه برطرف گردد و هر بلا دفع شود.
(٣) پسر جندب! هر مسلمانى كه با ما آشناست سزد كه هر روز و شب به اعمالش رسيدگى كند، و خود حسابگر خود باشد، اگر كار نيكى ديد زيادش كند، و اگر به كار بدى برخورد استغفار نمايد تا در قيامت دچار ذلت نشود. خوشا به حال بندهاى كه بر نعمتها و زرق و برق دنياى خطاكاران حسرت نخورد، خوشا به حال آن بنده كه آخرت جويد و براى آن بكوشد، خوشا بحال آنكه آرمانهاى دروغين سرگرمش نسازد. خدا آن قوم را رحمت كند كه چراغ (راه خلق) و روشنگر (افكار مردم) بودند، با عمل و بكار بردن منتهاى قدرت، مردم را بسوى ما (و مبادى تشيع) دعوت مىكردند، و مانند آنهائى نبودند كه اسرار ما را فاش مىكنند.
(٤) پسر جندب! مؤمنان كسانى هستند كه از خدا مىترسند، و از زوال نعمت هدايت بيمناكند، چون خدا و نعمتهايش را ياد كنند، بلرزند و بهراسند و چون آيات خدا را بر آنها خوانند، از مشاهده نفوذ قدرت وى ايمانشان بيفزايد، و بر پروردگار خويش توكل كنند.
(٥) پسر جندب! (كجرويها تازگى ندارد) ديرگاهى است كه بازار جهل و نادانى رواج و بنيانش استوار است، چه مردم دين خدا را به بازيچه گرفتهاند تا آنجا كه عالمان هم كه بايد علم را وسيله تقرب درگاه خدا كنند، (مقصدى) جز خدا مىجويند و اينان ستمكارند.
(٦) پسر جندب! اگر شيعيان ما درست و پايدار بودند ملائكه با آنها دست مىدادند، ابر بر سر آنها سايه مىافكند، روزشان روشن مىشد، از آسمان و زمين رزقشان مىرسيد، هر چه از خداوند مىخواستند عطا مىفرمود.
[١] عبد اللَّه بن جندب از اصحاب امام صادق٧ و امام كاظم و حضرت رضا٧ بوده و علاوه بر تجليلهاى فراوان كه در كتب رجال از او شده متن اين حديث كه عاليترين و زبدهترين وظائف و مسئوليتهاى شيعه را بيان مىكند مقام ارجمند او را در پيشگاه امام٧ نشان مىدهد كه ائمه٧ هر دستورى را به هر كس نمىدادهاند و هر گوش را لايق هر سخن نمىديدهاند و اين خود يكى از راههاى شناخت ارزش راويان است گرچه به آن توجه نشده