تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٨٩ - سفارشهاى آن حضرت به«عبد الله بن جندب»
كه تخم شهوت در دل مىكارد، و اين فتنه براى نگرنده كافى است، خوشا به حال آن كه ديده را در دل (و در اختيار دل) نهد، نه در چشم، چون خواجگان به عيب مردم منگريد، بسان بندگان عيب خود را ببينيد، مردم دو دستهاند: گرفتار (به عيوب و معاصى) و آزاد، بر گرفتاران رحمت آريد، و بر آزادى خود شكر گوئيد.
(١) پسر جندب! با آن كه از تو بريده پيوند كن، به آنكه محرومت كرده، عطا كن، به هر كه بد كند نيكى كن، به هر كه دشنامت دهد سلام كن. در حق آن كه با تو مرافعه دارد انصاف ده، از آن كه ستمت كرده بگذر، چنان كه دوست دارى از تو بگذرند، و عفو خدا را در نظر گير، نمىبينى كه خورشيدش بر نيك و بد مىتابد و بارانش بر درستكار و تبهكار مىبارد.
(٢) پسر جندب! در انظار مردم صدقه نده كه نيكت شمارند، و در اين صورت پاداش خود را دريافت كردهاى، بايد اگر با دست راست دادى دست چپ خبردار نشود، چه آن كسى كه در نهان براى او صدقه مىدهى، روزى كه بىاطلاعى مردم زيانت نرساند، آشكارا و در چشم همگان پاداشت دهد. (هنگام دعا) صدا را كوتاه كن، خدائى كه از نهان و عيان شما آگاه است، پيش از درخواست هم مىداند چه مىخواهيد در حال روزه غيبت كس نكن، روزه را به ستم ميالائيد، بسان رياكاران روزه نگير كه گرفته چهر، ژوليده مو، و خشگ لب بسر برند تا مردم بفهمند روزه دارند.
(٣) پسر جندب! همه خيرها، و همه شرها را پيش رو دارى، و هيچ يك را جز بعد از مرگ نبينى چه خدا همه خير را در بهشت، و همه شر را در دوزخ نهاده كه جاويدانند، و هر كه خدايش هدايت بخشيده، و به ايمان عزيز ساخته، و راه (سعادت) ش الهام كرده، عقلى در طبيعتش نهاده كه نعمتهاى او را بشناسد، علم و حكمتى داده كه دين و دنيايش را اداره كند، بايد شكر خدا را بر خود واجب شمرد، ناسپاس نكند، به ياد او باشد، فراموشش ننمايد، اطاعتش كند، سر از فرمانش نپيچد هم براى نعمت ديرينش (آفرينش) كه تنها لطف «او» شاملش شده، هم براى نعمتهائى كه پس از خلقت به وى داده، و هم براى پاداشهاى بسيارى كه نويد داده، و اين لطف علاوه بر اينكه طاعتى بيش از طاقت و ما فوق قدرت به گردنش ننهاده، كمك در راه انجام تكاليف را ضمانت كرده، دستور داده تا در عمل به وظائف اندك، از او مدد خواهند،