تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٥٣ - سفارشهاى آن حضرت به«جابر جعفى»
بيابى و عفو خدا طلبى، شر حاضر را به علم حاضر بر آن و علم حاضر را با عمل خالص بكار بند، عمل خالص را با بيدارى كامل از غفلت بزرگ نگه دار، بيدارى كامل را با ترس راستين بدست آر، با زندگى موجود از خودپسندى (يا آلودگى) نهان حذر كن، با رهنمائى عقل از سركشى هوس بپرهيز، هنگام غلبه هوس با ارشاد علم باز ايست، اعمال خالص را براى روز پاداش نگه دار، با دورى از حرص به ميدان قناعت فرود آى، با گزيدن قناعت آزمندى بسيار را بران، با كوتاه كردن آرزو شيرينى زهد را جذب كن، با سردى (و گوارائى) قطع اميد (از مردم) رشته طمع را بگسل، با شناسائى «نفس» راه خودپسندى را سد كن (چه آن كه از زواياى نفس و طبيعتها و اخلاق نكوهيده و شهوات خفته خود آگاه باشد به خود مغرور نمىشود) با تفويض صحيح (كار را به خدا واگذاشتن) خود را آسوده كن، با جمع كردن حواس بدن را راحت كن، با كاستن از خطا به حواس جمع دست ياب، با ذكر فراوان در تنهائى قلب را نرم ساز، با حزن پيوسته دل را روشن كن، با ترس راستين، از شيطان بپرهيز، مبادا اميد دروغين داشته باشى، (همى گناه كنى و به رحمت خدا مغرور شوى) كه ترا به ترس راستين (و عذاب حقيقى) كشاند، با اخلاص عمل خود را در مقابل خدا بياراى، با شتاب در انتقال (و آمادگى براى مرگ ...) محبت خدا را جلب كن، از تأخير (و مسامحه) بگريز، كه هر كه هلاك شد در اين دريا غرقه گشت، از غفلت حذر كن كه سنگدلى آرد، از سستى و تنبلى آنجا كه عذرى ندارى، بپرهيز كه پشيمانها به اين سنگر پناهنده شوند، با پشيمانى كامل و استغفار زياد، گناهان گذشته را بر گردان، رحمت و عفو خدا را با حسن مراجعه (و درخواست صادقانه) طلب كن، براى حسن مراجعه از دعاى مخلصانه و مناجات شبهاى تار كمك گير، با زياد شمردن روزى اندك، و كم شمردن طاعت بسيار به شكر فراوان دست ياب، با شكر زياد نعمت را بيفزا، با بيم از زوال نعمت به شكر بسيار نائل شو، با كشتن طمع عزت پاينده طلب، با عزت نوميدى از مردم، ذلت طمع را از جان خود دور كن، با همت بلند، عزت نوميدى را فراهم كن، با كوتاه كردن رشته آرزو از دنيا توشه گير، از هر فرصتى براى رسيدن به مراد بهره گير و هيچ فرصتى چون دوران فراغت و تندرستى نيست، مبادا به مردم نامطمئن اعتماد كنى كه شر نيز چون غذا حرص و عادت دارد (و معتادان به شر ترك عادت نتوانند).
(١) بدان كه هيچ عملى چون سلامتجوئى نيست، هيچ سلامتى چون سلامت قلب نيست، هيچ عقلى همانند مخالفت هواى نفس نيست، هيچ ترسى بسان ترسى كه مانع از گناه باشد نيست، هيچ اميد چون اميدى كه مددكار (و محرك در عمل) باشد نيست، هيچ فقرى همانند نيازمندى قلب (و حرص و طمع) نيست، هيچ توانگرىاى مانند بىنيازى