تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١١٥ - نامه امير المؤمنين(ع) به فرزندش امام حسن(ع)
نامعلومش را از تو گرداندم و آنگاه كه مانند هر پدرى مهربانى همت خويش به تو مصروف داشتم و تصميم بر تربيتت گرفتم، وقتى را براى اين كار انتخاب كردم كه تو قلبى پاك و نيتى صاف دارى، و خواستم از تعليم كتاب خدا و تأويل آيات قرآن و مقررات و احكام اسلام و حلال و حرام دين آغاز كنم و به سخن ديگر نپردازم، ولى از اين نكته نگرانم كه اشتباهاتى كه هوى و هوسها ببار آورده و موجب اختلاف ميان مردم گشته ترا نيز دامنگير شود، از اين رو با اين كه از تذكر اين شبههها دلخوش نيستم (كه ذهن صاف و بىآلايش ترا تيره و كدر كند) اما محكم كردن پايه (و روشن كردن موارد شبهه) بهتر از آن است كه ترا بدست چيزى سپارم كه از هلاكت در آن بر تو ايمن نيستم (يعنى ترا در ورطه بيخبرى و بىاطلاعى رها كنم، با اينكه ممكن است هنگام برخورد با افكار و آراى گوناگون حق را نيابى و به گمراهى افتى) اميدوارم خدايت در اين لغزشگاهها توفيق هدايت عطا كند، و به راه راست هدايت فرمايد از اين رو اين سفارشنامه را بتو نگاشتم و در عين حال به محكم كارى پرداختم.
(١) پسر جان! از همه سفارشها آنچه بيشتر دوست دارم بكار بندى تقوى است، و اكتفاى به واجبات الهى، و عمل به آنچه پدران گذشته و همكيشان شايستهات تا آخرين دم بكار مىبستند، كه آنان هم چون تو صلاح انديشى و تفكر (در خير و سعادت خود) را از دست ندادند و سرانجام به اين نتيجه رسيدند كه آنچه را دانند عمل كنند و آنجا كه مسئوليتى ندارند دست نگه دارند، و چنانچه تو حاضر نيستى سنت آنان را پيش گيرى مگر آن كه هر چه آنها دانستند بدانى، بايد از طريق فهم و تعلم در آئى، نه از راه غوطهور شدن در شبههها و توسل به جنگ و ستيزها، و پيش از آغاز كار از خداى خود مدد خواهى و توفيق رسيدن به مطلوب را از او جوئى، و از مطالب سردرگم و درهم و برهمى كه ايجاد شبهه كند و ترا بدست گمراهى سپارد بگذرى، و چون به يقين دانستى كه قلبت صاف و آماده پذيرش است و تصميمت قاطع و عزمت جزم شد و يك دل و يك جهت آماده كار شدى در آنچه برايت شرح دهم بنگر، و اگر هنوز تصميم ندارى افكار و آراى خويش را كه بدانها دل بستهاى رها كنى، بدان كه كوركورانه قدم برمىدارى و طالب دين نبايد بدون آگاهى و بصيرت و روشنبينى كار كند، كه در اين صورت خوددارى (از ورود در مسائل دين) بهتر و مناسبتر است.
(٢) نخستين و واپسين سخن من در اين باره اين است كه: در باره تو، خداى خود و خداى تو و خداى پدران اولين و آخرين تو و پروردگار اهل آسمانها و زمينها را شكر مىكنم، شكرى لايق مقام خداونديش، چنان كه شايسته درگاه اوست و چنان كه دوست دارد، و چنان كه سزاوار است. از او مسألت مىكنم كه بر پيامبر و خاندانش و