تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٦٧ - سخنان كوتاه پيغمبر
جلو گيرد و نگيرد، او عامل را وادار كرده باشد.
(١) به هنگام جان سپردن فرزندش، ابراهيم فرمود: اگر نه اين بود كه در گذشته، ذخيره و پيش فرستاده باقى مانده است و باز پسين به پيشين مىپيوندد، ما بيش از اين بر تو غمگين بوديم ابراهيم! سپس چشم مباركش اشكآلود شد و فرمود: البته چشم مىگريد و قلب محزون مىشود ولى ما سخنى بر خلاف رضاى حق نمىگوئيم، اى ابراهيم، ما براى تو غمگينيم.
(٢) زيبائى و جمال در زبان است.
(٣) (به هنگام ناشايستگى و ناسپاسى مردم از مقام علم و رسيدن قهر الهى) علم را از دست مردم نمىگيرند، عالم را مىگيرند، تا چون دانشمندى نماند عالم نمايان به رياست گزينند معارف و مسائل دين را از آنان بپرسند و آنها نادانسته پاسخ گويند، خود گمراهند و ديگران را نيز گمراه كنند.
(٤) بهترين جهاد امت من انتظار فرج است.
(٥) جوانمردى ما اهل بيت ايجاب مىكند از آن كه بر ما ستم كرده بگذريم و به آن كه از ما دريغ داشته عطا كنيم.
(٦) نزد من بر آن فرد از امت بيش از همه بايد رشگ برد كه: از متاع دنيا سبكبار و از نماز بهرهمند باشد، در خلوت نيكو عبادت كند، گمنام بسر برد، روزيش بقدر كفاف باشد و به اين حالت تا پايان عمر بسازد، نه چندان ميراثى داشته باشد و نه چندان اشكبارى.
(٧) هيچ رنج، درد و غم و غصه و حتى ملالى به مؤمن نرسد جز اينكه كفاره گناهى باشد.
(٨) كسى كه هر غذائى خواهد، بخورد و هر لباسى دوست دارد، بپوشد و هر مركبى پسندد، سوار شود؛ خداوند نظر رحمت بر او نفرمايد تا (از اين هوسرانى) دست بردارد.
(٩) مؤمن بسان خوشه خم و راست مىشود و كافر همچون درخت عرعر هميشه راست و بىادراك است.[١] (١٠) پرسيدند: در دنيا گرفتارى چه كس از همه فزونتر است؟ فرمود: پيامبران و سپس
[١] حديث به اين صورت بسيار مبهم است. مناوى در كتاب( فيض القدير شرح صغير سيوطى از مسند احمد بن حنبل چنين نقل كرده) مثل الكافر كمثل الأرزة لا تزال مستقيمه حتى تجز و لا تشعر.
و در شرح چنين تفسير مىكند كه مؤمن پيوسته گرفتار بلاست و بر اثر كم طاقتى به چپ و راست مىچمد و به درگاه خدا پناه مىبرد. اما منافق( و به تعبير حديث كافر) چون تير كنار ديوار هميشه به يك حال است، نه خودش آسيبى مىبيند و نه كسانش تا وقتى كه ناگهان از پا درآيد.