تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٥٩١ - سخنان كوتاه آن حضرت در اين زمينهها پند، حكمت، زهد و
براى خود ذخيره كن.
(١) ١٠٢. روزگارى فرا رسد كه هيچ چيز از برادرى همدم، و درهمى حلال، كميابتر نباشد.
(٢) ١٠٣. آن كه خود را در معرض تهمت قرار دهد نبايد بدگمان را ملامت كند، هر كه سر خويش بپوشاند هميشه اختيار را در دست دارد، هر سخنى كه از دو نفر تجاوز كرد فاش شود، عمل برادرت را حمل به صحت كن، تا براى گفتار برادرت توجيه نيك يابى و آن را به بدى تفسير نكن، برادران راستين را از دست مده كه در گشايش ذخيرهاند، و در بلا سپر، در رايزنى با آنها مشورت كن كه از خدا مىترسند. دوستان را بقدر پرهيزگاريشان دوست دار. از زنان بد بپرهيز، و از نيكانشان بر حذر باش، و اگر به كار نيكى امرتان كردند اطاعت نكنيد تا در كار بد به شما طمع نبندند.
(٣) ١٠٤. منافق چون از خدا و رسول سخنى نقل كند دروغ گويد، چون به آنها وعده دهد تخلف كند، اگر پادشاهى يابد در مال خدا، به خدا و پيغمبر خيانت كند، چنان كه خداى عز و جل فرموده: «چون وعدهاى را كه به خدا دادند تخلف كردند، و چون دروغ مىگفتند خدا نفاقى- تا روزى كه او را ملاقات كنند- در دلشان افكند، (توبه: ٧٧). و فرموده:
«اگر خيال خيانت به تو دارند، پيش از اين به خدا (هم) خيانت كردند و (ترا) بر آنها مسلط ساخت و خدا دانا و حكيم است.» (انفال: ٧١).
(٤) ١٠٥. اين خوارى و رسوائى براى مرد بس كه لباس شهرت پوشد يا بر چارپاى مشهور سوار شود. پرسيدند: چارپاى مشهور يعنى چه؟ فرمود: «ابلق» (سياه و سفيد).
(٥) ١٠٦. هيچ يك از شما به حقيقت ايمان نرسد جز وقتى كه بيگانهترين مردم را براى خدا دوست دارد، و نزديكترين مردم را براى خدا دشمن دارد.
(٦) ١٠٧. هر كه خدايش نعمتى دهد و آن را به قلب بشناسد و بداند كه نعمت بخش خداست شكرش را گذاشته، هر چند زبان به شكر نگرداند، و هر كه بداند كيفر دهنده گناهان خداست آمرزش خواسته، هر چند به زبان استغفار نكند، سپس امام ٧ اين آيه را قرائت فرمود: «اگر آنچه را در دل داريد آشكار كنيد، يا نهان سازيد (همه را خدا در حسابتان بيارد، آنگاه هر كه را خواهد ببخشد و هر كه را خواهد عذاب كند، و خدا بر هر چيز توانا است.» (بقره: ٢٨٤).
(٧) ١٠٨. از دو صفت مهلك بپرهيزيد: به رأى خود فتوا دادن، و ندانسته چيزى را جزء دين شمردن.
(٨) ١٠٩. به ابو بصير فرمود: ابو محمد، (نام ديگر ابو بصير) در عقايد مردم كنجكاوى نكن كه بىرفيق خواهى ماند.