تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٥٨٩ - سخنان كوتاه آن حضرت در اين زمينهها پند، حكمت، زهد و
(١) ٩١. مدارا و خوشرفتارى با مردم ثلث عقل است.
(٢) ٩٢. خنده مؤمن لبخند است (نه قهقهه).
(٣) ٩٣. براى من فرقى ندارد كه امانتم را به خائن سپارم يا به ضايعكننده (كه او هم با مسامحهكارى تباهش كند).
(٤) ٩٤. به «مفضل» فرمود: شش خصلت است به تو سفارش مىكنم كه بايد به شيعيانم ابلاغ كنى. مفضل گفت: سرور من، آنها چيست؟ فرمود: ١- امانت را به صاحبش باز گردان.
٢- هر چه براى خود پسنديدى براى برادرت هم بپسند. ٣- بدان كه هر كار عاقبتى دارد، از عواقبش بر حذر باش. ٤- كارها، رويدادهاى پيشبينى نشده دارد، مراقب باش.
٥- از فراز هموار كوهى كه نشيب ناهموار دارد بپرهيز (از آن راه كه رفتنى آسان و بازگشتنى دشوار دارد پرهيز كن). ٦- وعدهاى كه وفايش به دست تو نيست به برادرت مده.
(٥) ٩٥. سه چيز است كه خدا احدى را از آنها معاف نداشته: نيكى با پدر و مادر چه خوب باشند يا بد، وفاى به عهد با نكوكار و تبهكار، و باز گرداندن امانت، به خوش كردار و بدكردار.
(٦) ٩٦. من بر سه كس رحم آرم كه سزاوار ترحماند: عزيزى كه به ذلت افتاده.
توانگرى كه درويش شده. و عالمى كه از خاندان خود و نابخردان (هر دو) اهانت بيند.
(٧) ٩٧. هر كه دل به دنيا بندد به سه زيانش پاى بند شود: غمى پايانناپذير، آرزوئى بر نيامدنى و اميدى دست نيافتنى.
(٨) ٩٨. در سرشت مؤمن دروغ و خيانت نيست. و در منافق دو خصلت جمع نشود:
آراستگى ظاهر و فهم سنت.
(٩) ٩٩. مردم همه چون دندانههاى شانه برابرند. مرد بوسيله برادرش زياد است، در همنشينى آن كه حقى را كه براى خود قائل است براى تو قائل نباشد، خيرى نيست.
(١٠) ١٠٠. «فقه» (فهم احكام دين) زيور ايمان است، حلم زيور فقه، مدارا زيور حلم، نرمش زيور مدارا، و سهلگيرى زيور نرمش.
(١١) ١٠١. آن دوست را كه سه نوبت از تو خشمگين شد و سخنى ناهنجار نگفت،