تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٥٨٧ - سخنان كوتاه آن حضرت در اين زمينهها پند، حكمت، زهد و
(١) ٨٢. روا شدن حاجتها به دست خداست، و پس از خدا اسبابش بندگانند كه به دست آنها صورت گيرد، پس آن حاجت را كه خدا بر آورد با تشكر از او بپذيريد و آنچه دست نيامد، با رضايت خاطر و تسليم و صبر گردن نهيد. بسا كه اين محرومى برايتان بهتر است، خدا صلاح شما را بهتر مىداند و شما خود نمىدانيد.
(٢) ٨٣. درخواست آدمى از مثل خود فتنهاى است، اگر بدهد از كسى تشكر كند كه عطا به دستش نبوده، و اگر ندهد كسى را نكوهش كند كه دريغ نكرده (چه بخشنده و دريغكننده خداست و بنده واسطهاى بيش نيست).
(٣) ٨٤. خداوند هر خيرى را در سهلگيرى قرار داده.
(٤) ٨٥. از آميزش با فرومايگان بپرهيز كه خيرى ندارد.
(٥) ٨٦. گاه انسان از ذلتى كوچك بيتابى كند و خود را بذلتى بزرگ افكند.
(٦) ٨٧. سودمندترين چيز به حال انسان اين است كه پيش از تذكر ديگران، عيب خود را بجويد، مشكلتر از هر چيز نهان كردن فقر است، بىثمرتر از هر چيز نصيحت به پندناپذير، و همسايگى آزمند است، بهترين آسودگيها نااميدى از مردم است، تنگ حوصله، و ناشكيبا نباش نفس را با تحمل مخالفان بالاتر از خود كه بر تو امتياز دارند رام و آماده كن، زيرا به مزيت او اعتراف كردهاى كه با وى مخالفت نكنى، و آن كه هيچ كس را از خود برتر نداند خود پسند و مستبد است، و بدان كه هر كس در مقابل خدا تذلل و كوچكى نكند عزت ندارد و آن كه براى خدا فروتنى ننمايد سربلندى ندارد.
(٧) ٨٨. انگشتر به دست كردن سنت است.
(٨) ٨٩. من آن رفيق را بيشتر دوست دارم كه عيبهايم را به من اهدا كند (و تذكر دهد).
(٩) ٩٠. رفاقت جز با رعايت حدودش راست نيايد، هر كه آن حدود و شرائط را رعايت كند رفيقى راستين است، و هر كه رعايت نكند رفاقتش را به هيچ مشمار، نخست، باطن و ظاهرش با تو يكى باشد، دوم زينت ترا زينت خود، و زشتى تو را زشتى خود بيند، سوم اگر به مقام و ثروتى رسيد وضعش دگرگون نشود، چهارم، آنچه را در اختيار دارد از تو دريغ ندارد. پنجم، كه برتر از همه اين خصال است، آن كه ترا در گرفتاريها وانگذارد.