تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣٧٣ - خطبه آن جناب در امر به معروف و نهى از منكر كه از امير المؤمنين(ع) نقل شده
(١)
سخنان طولانى امام شهيد، سبط پيغمبر حضرت ابا عبد اللَّه الحسين ٧ در اين زمينهها
خطبه آن جناب در امر به معروف و نهى از منكر[١] كه از امير المؤمنين ٧ نقل شده
مردم! از آن نكوهشها كه خداوند به منظور پند دوستانش از علماى يهود كرده عبرت گيريد، كه مىفرمايد: «چرا روحانيون و علماء آنها (يهود) را از سخنان گناهآميز (و حرامخوارى) جلوگيرى نكردند» آن گروه از اسرائيليان كه كافر شدند (به زبان داود و عيسى بن مريم) لعنت شدند (اين بدان جهت بود كه معصيتكار و متجاوز بودند و از كارهاى ناپسندى كه داشتند جلوگيرى نمىكردند) چه ناپسند كارها كه مىكردند.» (مائده: ٦٣).
بدين جهت خدا بر آنان عيب گرفت كه از ستمگرانى كه در برابرشان بودند اعمال ناروا و تبهكاريها مىديدند و منع نمىكردند، چون جيرهخوار و طمعكار بودند، از عواقب اعتراضها بيم داشتند (هدايا و مزايا مىگرفتند و به اسم تقيه و پرهيز، حفظ جان و مصلحت، لب فرو مىبستند) با اينكه خداوند فرموده: «از مردم نترسيد، از من بترسيد» (مائده:
٤٤). و نيز فرموده: «مردان و زنان مؤمن دوست (و ياور) يك ديگرند به نيكى امر و از بدى جلوگيرى مىكنند، نماز مىگزارند، زكات مىدهند و اطاعت خدا و رسول مىنمايند.» (توبه: ٧١). خداوند نخست امر به معروف و نهى از منكر را بعنوان يك واجب ذكر كرده، چه او آگاه است كه اگر اين وظيفه انجام گيرد و اجرا شود وظائف ديگر همه چه سخت و چه آسان روبراه گردد، زيرا امر به معروف (كافران را) به اسلام دعوت كند، حقوق ستمديدگان را بازستاند، با ستمگر به مخالفت برخيزد، غنيمتها (و بيت المال) را (عادلانه به اهلش) قسمت كند، زكات را از آنجا كه بايد بگيرد، و بدان جا كه بايد، صرف كند. سپس شما جمعيت (دانشمند) كسانى هستيد كه به علم شهرهايد، نامتان به نيكى بر سر زبانهاست، به نصيحت و خيرخواهى معروفيد، به نام علماى ربانى (و روحانيون) در نظر مردم مهابت داريد، شريفان از شما حساب مىبرند، ضعيفان احترامتان مىكنند، كسانى شما را بر خود ترجيح مىدهند كه احسانى به آنها نكردهايد، و حق نعمتى بر آنها نداريد، آنجا كه حاجتها برآورده نشود شما وساطت مىكنيد و پذيرفته مىشود، در راه با هيبت سلاطين و عزت بزرگان حركت مىكنيد، مگر اين همه احترام براى اين نيست كه انتظار دارند شما وظيفه الهى را انجام دهيد و به حق خدا قيام كنيد؟ پس چرا در بيشتر وظائف كوتاهى مىكنيد، حق امامان را سبك مىشماريد، حق طبقه زيردست و ضعيف را پايمال مىنمائيد، ولى حقوق خود را كه به خيال خودتان داريد مطالبه مىكنيد؟ شما كه نه مالى در راه خدا دادهايد، نه جانى در راه جان آفرين نثار كردهايد، نه با قوم و قبيلهاى براى خدا در افتادهايد، چگونه (با اين سستيها و آسايشطلبيها) آرزوى بهشت و همنشينى پيمبران و امان از عذاب داريد؟ من از آن مىترسم كه شما كه تكيه به آرزو دادهايد، و عمل ناكرده از خدا توقعها
[١] خطبه براى جمعى از دانشمندان ايراد شده، و مىنمايد كه امام٧ در آخرين ديدارش از مكه خواسته از موقعيت كنگره حج استفاده كند، شخصيتهاى علمى را كه در آن سرزمين گرد آمده بودند فراهم ساخته، تا مسئوليت آنان را در دفاع، و مبارزه با باطل گوشزد فرمايد، تكليف آنها را در برابر دستگاه يزيدى روشن سازد، و از وضع ذلت بارى كه داشتند، و در مقابل ستمكاران به طمع نان يا از ترس جان سر سپرده بودند، ايشان را بر حذر دارد، و بلكه بتواند بوسيله آنان ديگران را نيز بيدار كند اما ...