تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣٧٥ - خطبه آن جناب در امر به معروف و نهى از منكر كه از امير المؤمنين(ع) نقل شده
داريد به عذاب و انتقام خدا گرفتار شويد، چه به لطف و كرم خداوند از مزايا و امتيازاتى برخورداريد، اما آنها را كه به خداپرستى معروفند ارج نمىگذاريد، و خود به نام خدا (و حقپرستى) در ميان بندگانش محترميد. (به چشم خود) مىبينيد كه عهد و پيمانهاى الهى (بدست قدرتمندان) شكسته شده و هيچ باك نداريد، اما اگر ميثاق پدرانتان را زير پا نهند هراسان مىشويد (خدا در نظرتان به اندازه نياكان ارج ندارد)، تعهدها و قراردادهاى پيامبر نقض شده، كوران، لالان، و زمينگيران در شهرها نه سرپرستى دارند نه پناهى، و شما نه بر آنها ترحم مىكنيد نه با استفاده از مقام خود به نفع آنها قدمى بر مىداريد، نه به آنها كه كارى مىكنند (و از هستى خود در راه بىپناهان مىگذرند) توجهى داريد، با بند و بست و سازشكارى با ستمكاران خود را آلوده كردهايد، همه اين رفتارها همان «منكرات» ى است كه خدا دستور داده از آنها جلوگيرى كنيد ولى شما غافليد، مصيبت (و گرفتارى) شما از همه مردم بيشتر است، زيرا بر مسند علم تكيه زدهايد (مقام دانشمندان راستين را غاصبانه اشغال كردهايد)، و اى كاش حس و حركتى (و يا گوش شنوائى) داشتيد، (١) اين (مصيبتها) بدان جهت است كه جريان كارها، و احكام (رتق و فتق امور) بايد به دست دانشمندان خداشناس باشد كه بر حلال و حرام خدا امينند، اما اين مقام را از دست شما ربودهاند، و اين عقبنشينى هيچ موجب و باعثى ندارد، جز تفرقه و كنارهگيرى شما از حق، و اختلاف كلمه در سنت پيغمبر با وجود دليلهاى آشكار و واضح، اگر شما مردمى بوديد كه در برابر اذيت و آزار (دشمن) مقاومت داشتيد، و در راه خدا از بذل مال دريغ نمىكرديد، كارهاى خدا (و اداره امور مسلمانان) به دست شما بود، و منشأ و مرجع هر كار شما بوديد، اما (افسوس كه) ستمكاران را بر مقام خود مسلط كرده و امور الهى را به دست آنها سپردهايد تا بر اساس «شبهه» (و كوركورانه) كار كنند، در راه شهوترانى و كامجوئى گام نهند، آنچه جباران را بر مقام شما مسلط ساخته اين است كه شما از مرگ گريزانيد و به اين زندگى (ننگين) ناپايدار دلخوشيد، خلق ضعيف را تسليم آنها كردهايد، جمعى بردهوار بىاراده و مقهورند و گروهى گرسنه و مغلوب، ستمگران به دلخواه در امور مملكت تصرف مىكنند، به هوسرانى رسوائيها به بار آورند، سيرت اشرار پيش گيرند و بر خداى جبار دليرى كنند، در هر شهر گويندهاى سخنور بر فراز منبر دارند، همه مملكت را قبضه كردهاند، دستشان همه جا باز است، مردم چون برده در برابرشان نيروى دفاع ندارند، (اين بيدادگران) برخى جبار و سركشند، برخى با كمال سختگيرى همه قدرتشان را به رخ ناتوانان مىكشند. فرمانروا (و خدا نشناسند، خداى) آفريننده و بازگرداننده را نمىشناسند (به مبدأ و معاد ايمان ندارند). شگفتا! و چگونه در شگفت نباشم كه سرزمين اسلام قبضه كسانى است كه يا خائن و ستمكارند، يا باجگير و نابكار، يا حكمران بيرحم و بىانصاف، ميان ما و شما در آنچه كشمكش داريم داور خداست، و قاضى اختلافاتمان هم اوست.