تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٨٣٧
حرفهائى است كه شنيدهام به تو و در باره تو گفتهاند؟ عرض كردم براى من ضررى نداشت.
فرمود: آرى، به زيان خودشان بوده، غضب مىكنند؟ بدا بحالشان، (١) تو تنها گفتى كه اصحابت كمند، نه به خدا، اينها شيعه ما نيستند، اگر شيعه بودند از حرف تو خشمگين و ناراحت نمىشدند خدا شيعه ما را به صفاتى غير از اين توصيف كرده، شيعه جعفر نيست جز آن كه:
زبانش را نگه دارد براى آفريدگارش كار كند، به خواجهاش اميدوار باشد، و چنان كه بايد از او بترسد، واى بر آنها، در ميان اين مدعيان تشيع كسى هست كه از نماز زياد چون كمان خميده باشد يا از شدت ترس چون بهتزدگان باشد، يا از خشوع و افتادگى چون كوران، يا از روزه بيمار گونه باشد، يا از خاموشى و سكوت پيوسته به گنگها ماند؟ در اين جماع كسى هست كه شب را از طول نماز، و روز را از زحمت روزه به رنج گذراند يا از ترس خدا و شوق ما اهل بيت خود را از لذتها و نعمتهاى دنيا محروم كرده باشد؟ كجا اينها شيعه مايند با اينكه در باره ما با دشمنانمان مىستيزند چندان كه دشمنى آنها را مىفزايند، چون سگان (سرمازده، از بىصبرى) زوزه مىكشند و چون كلاغان طمع مىورزند، هان اگر باعث تحريك و هجوم آنها بر تو نمىشد مىگفتم به خانهات روى و در را ببندى و تا زندهاى به رويشان نگاه نكنى، اما (به حكم ضرورت) اگر آمدند آنها را بپذير كه خدا آنها را بر خودشان حجت ساخته، و به آنها بر ديگران اتمام حجت فرموده.
مبادا دنيا و آنچه از نعمت و جلوه، و طراوت و ملك دنيا مىبيند، شما را بفريبد اينها زيبنده شما نيست، به خدا، دنيا براى اهلش شايستگى ندارد.
و الحمد للَّه رب العالمين و صلى اللَّه على سيدنا محمد النبى و آله الطاهرين.
٢٢ شعبان ٩٥- ٨/ ٦/ ١٣٥٤