تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣٤١ - سخنان كوتاه آن حضرت در باب اين معانى(حكمت، موعظه، تشويق و تهديد)
قدرت تو ديده و نديده در مقابل عظمت و جلال (ذات مقدس) تو كوچك و ناچيز نشمارد معبودى جز تو نيست، تو پاكى و من از ستمكارانم.
(١) دنيا سراسر نابودى، رنج، تغير و عبرت است، نشان نابوديش اينكه مىبينى روزگار (به روى فرزندانش) كمان مىكشد، و پيكان مىنشاند، تيرش بخطا نرود، و زخمش التيام نپذيرد. تندرست را هدف تير بيمارى سازد و زنده را به تير مرگ نشان كند، نمونه رنجش اينكه انسان چيزها گرد آورد كه خود نخورد، و عمارتها سر پا كند كه در آن ننشيند، سپس بسوى خدا روان گردد، نه مالى همراه برد نه ساختمانى، نمونه تغييرش اينكه بر آن كس كه (امروز) حسرت خورند (فردا) رحمت آرند، بر آن كس كه (امروز) ترحم كنند (فردا) رشگ، و در اين ميان چيزى نيست جز نعمتى كه از دست رفته و بلائى كه فرود آمده، دليل عبرتش اينكه همان دم كه انسانى در آستانه وصول به آرزوست مرگش بربايد، نه آرزو بدست آمده و نه آرزومند مانده، سبحان اللَّه كه شادمانى اين جهان چه كمياب، سيرابيش چه جگر سوز، و سايهاش چه ناپايدار است؟ آنچه بوده گويا هرگز نبوده، و آنچه هست گويا (سالها قبل) بوده، آرى سراى آخرت است كه اقامتگاه قرارگاه و (تجليگاه) بهشت و دوزخ است، دوستان خدا با صبر به اجر رسيدند و با اعمال به آمال.
(٢) (براى آن كه خواهد راهى بسوى خدا گشايد) فرو خوردن دو جرعه از محبوبترين راهها بسوى خداست، جرعه خشم كه با حلم آن را فرو برند و جرعه غم كه با صبر فرو خورند، (و نيز) از محبوبترين راهها بسوى حق فرو ريختن دو قطره است: قطرهاى اشگ در دل شب، و قطرهاى خون در راه خدا و باز از محبوبترين راههاى به جانب خدا دو گام است: گامى كه مسلمان بردارد و صفى را در راه خدا محكم سازد، و گامى كه در راه صله رحم (و ديدار خويشاوند) بردارد و اين گام از آن يك افضل است.
(٣) آن دوست كه (آبروى) رفيق را در گرفتارى، غياب، و پس از مرگ نگه ندارد شايسته نام دوستى نيست.
(٤) دل نادانان را طمع (چون پر كاهى) سبك گرداند و از جا بكند، آرزوها در گرو كشد و فريبها به بند كشاند.
(٥) هر كه يك خصلت نيك در وجودش پابرجا باشد فقدان خصلتهاى ديگر را توانم ناديده