تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١٢٧ - نامه امير المؤمنين(ع) به فرزندش امام حسن(ع)
(١) تدبير صحيح با روزى بقدر كفاف، از مال زياد با اسراف، كفايتبخشتر است؛ (٢) نوميدى آبرومندانه از درخواست از مردم بهتر است؛ پارسائى با كسب و پيشه از شادمانى با فسق و فجور بهتر است. (٣) هر كس، سر خود را بهتر نگه دارد (پس نبايد به ديگرى بسپارد)، بسا كسان كه به زيان خود مىكوشند، (٤) هر كه زياد گويد هذيان گويد، هر كه فكر كند بينش يابد. (٥) از بهترين سعادتها همدم شايسته است، با اهل خير يار شو، تا از آنها شوى، از اهل شر دور شو تا از آنها نباشى. بدگمانى بر تو چيره نشود كه ميان تو و هيچ رفيقى جاى صلح و صفا نگذارد، و گاه گويند: بدگمانى دورانديشى است، (٦) حرام بدخوراكى است، (٧) ستم بر ناتوان زشتترين ستمهاست، كار زشت همچون نامش زشت است، تن دادن به ناملايمات نقص قلب است. آنجا كه مدارا سختگيرى است، سختگيرى مداراست (جايى كه بايد سخت گرفت و درشتى كرد نرمش به حكم سختگيرى، و سختگيرى همچون نرمش است) بسا هست كه دارو درد است و درد دارو، گاه غير ناصح خير خواهى كند و نصيحتگوى خيانت ورزد. (٨) هرگز بر آرزو تكيه مكن كه سرمايه احمقانهاى است (و صاحبش را) از خير دنيا و آخرت باز دارد. (٩) با ادب دل را بيفروز، چنان كه آتش را با هيزم مىافروزى، بسان هيزمكش شب و خار و خس سيلاب مباش (كه كوركورانه هر چه بدست آيد گردآورى و در مخزن دل انباشته كنى) ناسپاسى و كفران نعمت، لئيمى است؛ (١٠) همنشينى با جاهل شوم است؛ (١١) خردمندى، نگهدارى تجربههاست، و بهترين تجارب آن است كه ترا پند دهد؛ (١٢) اخلاق نرم از كرم و بزرگوارى است؛ (١٣) فرصت را پيش از آنكه (از دست رود) و به غصه تبديل شود درياب؛ عزم و اراده از دورانديشى است؛ سستى سبب نوميدى است؛ هر كه جويد نيابد و هر شتر سوار باز نگردد؛ ضايع كردن توشه تبهكارى است؛ هر كار عاقبتى دارد؛ بسا اندك كه از بسيار، بركتدارتر است؛ آنچه برايت مقدر شده بزودى مىرسد؛ بازرگان در خطر است؛ ياور بىقدر و قيمت خيرى ندارد؛ در كارى كه فريب دارد شب را مگذران (پيش از دميدن صبح از خطاى خود باز گرد و فريب را جبران كن) (١٤) هر كه حكمت يابد بزرگ شود، هر كه فهم را بكار بندد علم افزايد؛ (١٥) ديدار اهل خير آبادى دلهاست؛ (١٦) تا مركب روزگار رام توست با او بساز؛ مبادا لجبازى چون شتر چموش تو را از جا بكند (و اختيارت را از كف بگيرد)؛ اگر گناهى كردى زودتر با توبه آن را محو كن؛ به آن كه امنيت شما رد خيانت نكن، گرچه او خيانت كند، سرش را فاش نكن هر چند او خود فاش كند؛ (١٧) چيزى را به اميد بيشتر از دست مده، طلب كن كه قسمت مىرسد، فضل (ما زاد بر ضرورت) را بگير و نيكو پخش كن.
(١٨) با مردم خوش زبان باش؛ چه سخن حكيمانه جامعى است (كه گفتهاند) هر چه براى خودخواهى براى مردم بخواه! و آنچه براى خود نپسندى براى مردم نپسند. كمتر اتفاق افتد كه چون در باره كسى شتابزدگى كنى از پشيمانى سالم مانى، مگر بر او احسان و تفضل كنى (تعجيل در شر رساندن موجب پشيمانى است مگر با احسان جبرانش كنى).
(١٩) بدان كه وفاى به عهد و دفاع از حرم (خانواده) بزرگوارى است؛ روى گرداندن نشان بغض است؛