تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٣٧ - نامه پندآميزى به محمد بن مسلم زهرى
خداوند فرموده: «نسلى جايگزين آنها شدند كه كتاب آسمانى را به ميراث بردند و متاع پست اين دنيا را گزيدند و (هر گناه كه كردند) گفتند: ما را خواهند بخشيد» (اعراف:
١٦٩). تو در سراى جاودان نيستى، در منزلى هستى كه اعلام كوچ كرده، مگر انسان پس از اقران و همنشينان چقدر مىپايد؟ (١) اى خوشا به حال آن كه در دنيا هراسان باشد، و بدا به حال آنان كه بميرد و گناهانش پس از او بماند. بترس كه به تو اعلان خطر كردهاند، و بشتاب كه (چند روزه) مهلتت دادهاند، تو با كسى طرفى كه از كارت بىخبر نيست، آن كه مراقب توست غفلت ندارد، آماده باش كه سفرى دراز نزديك شده، گناهت را علاج كن كه (جانت) سخت بيمار گشته، مپندار كه من (از اين خطاب و عتاب) قصد سرزنش و نكوهش ترا دارم، من همى خواهم (آنچه شرط بلاغ است به تو بگويم) بلكه خداوند (عقل و) رأى بر باد رفتهات را باز گرداند، من سخن خدا را بياد آوردهام كه فرمايد: «تذكر ده، كه پند مؤمنان را سود بخشد.
(٢) تو مگر همسالان و اقرانت را فراموش كردهاى كه درگذشتهاند و تو هم چون گوسپند شاخ شكسته (بىياور) ماندهاى؟ بنگر آيا آنها هم چنين ابتلاهائى داشتهاند؟
يا در ورطهاى چنين افتادهاند؟ يا گمان دارى تو كار خيرى را بياد دارى كه آنان مىدانستند؟ (جمله اخير نارساست و خالى از تحريف يا اسقاط نبايد باشد، و شايد بجاى «علموه»: «غفلوه» بوده- يعنى ... تو كار خيرى را توجه دارى كه آنها غافل بودهاند؟) يا چيزى را مىدانى كه آنها نمىدانستند (اينها هيچ يك نيست، بلكه) تنها فرق تو با آنها توجه مردم، و شيفتگى آنان به تو است، كه از رأيت پيروى مىكنند، فرمانت را مىبرند، هر چه را حلال دانى حلال شمارند، و هر چه را تحريم كنى حرام دانند (و خلاصه مقام فتوا) اما اين موقعيت و مقام نه از جهت شايستگى (و برازندگى علمى و ايمانى) توست، سبب، اين است كه: ١- طمع به دنياى تو دارند. ٢- علماى راستين از دست رفتهاند (و قحط الرجال است). ٣- جهل و نادانى بر تو و آنها هر دو غلبه كرده. ٤- حب مقام و دنياپرستى، تو و آنها را به هم پيوسته (كه هر دو نان را به نرخ روز مىخوريد)، جهل و حامى خود را نمىبينى؟ از گرفتارى و فريبخوردگى مردم خبر ندارى؟ تو آنها را مبتلا كرده و فريب دادهاى، جاه و مقام ترا ديده و از كسب و كار دست كشيدهاند (اين قسمت مربوط به شاگردانى است كه بعنوان تحصيل علم دور و بر او گرد آمده بودند) و مشتاق شدهاند تا مگر به رتبه تو در علم نائل شوند، يا همان موقعيتى را كه كسب كردهاى، حيازت كنند، (اين تيرهبختان) از ناحيه تو به دريايى بىته، و بلائى بىحد گرفتار شدهاند، خدا به داد ما و تو برسد.
(٣) اينك (اگر خواهى از اين مهلكه بيرون شوى) از هر چه (مال و مقام) دارى روى بگردان تا به شايستگان بپيوندى، يعنى آنها كه شكمشان به پشت چسبيده بود و به اين حال در كهنه جامه خود به خاك رفتند، ميان آنها و خدا هيچ حجاب و پردهاى نبود، نه دنيا توانست آنها را بفريبد، نه آنها