تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣١٧ - سخنان كوتاه آن حضرت در باب اين معانى(حكمت، موعظه، تشويق و تهديد)
(١) نمىخواهيد فقيه (و دينشناس) حقيقى را به شما بنمايم؟ فقيه واقعى كسى است كه به مردم آزادى در گناه ندهد، آنها را از رحمت خدا نااميد نسازد، از مكر خدا (و عواقب معصيت) ايمن نكند، از سر اعراض چيزى بجاى قرآن نگزيند، عبادت بىفقه خيرى ندارد، دانش بىانديشه سودى ندارد، و قرآن بىدقت و تأمل را ثمرى نيست.[١] (٢) چون خدا (در قيامت) مردمان را جمع كند فريادگرى بانگ برآرد كه: ايها الناس، امروز آن كس به خدا نزديكتر است كه ترسش از او بيشتر باشد، آن كس به درگاه خدا محبوبتر است كه عملش بهتر باشد، آن كس در پيشگاه خدا والاتر است كه بيشتر براى او كار كرده است، و گراميترين شما نزد خدا پرهيزگارترين شماست.
(٣) از اين در عجبم كه مردمى كه از ترس بيمارى از غذاهاى مشكوك پرهيز مىكنند، چگونه از بيم آتش از گناه پرهيز نمىكنند؟ و آنها كه با مال بردگان را مىخرند، چرا با احسان آزادگان را نمىخرند؟ خير و شر را تنها بوسيله اهلش توان شناخت، اگر خواهى خير را بشناسى كار خير بكن تا اهلش را بشناسى، و چون خواهى شر را بشناسى كار شر بكن تا با اهل شر آشنا شوى.
(٤) من از دو چيز بر شما نگرانم، آرزوى دراز، و هواپرستى كه آرزوى دراز آخرت را از ياد برد، و هواپرستى سد راه حق است. مردى در بصره از آن جناب در باره «برادران» سؤال كرد، حضرت چنين پاسخ داد: برادران دو گونهاند: يكى «ثقه» (صميمى و مورد اعتماد) و ديگر ظاهرى (كه تنها در معاشرت و برخوردها با آنان سر و كار داريم). برادران ثقه پناهگاه، و پر و بالند و خويشاوند و مال، اگر با او (در صفا و صميميت) به اين درجه رسيدى، مال و نعمت خويش در اختيارش گذار با دوستش دوست و با دشمنش دشمن باش، راز و عيبش را بپوشان، و نيكيش را آشكار كن، ولى بدان كه چنين رفيقى از طلاى سرخ كميابتر است. اما برادران ظاهرى، چون از وجود آنها بهره مىگيرى (با گسستن روابط) بهره خود را از دست مده و بيش از اين هم از باطنشان توقع مدار (كه صفا و وفائى داشته باشند) تا آنها گشاده روى و شيرين زبانند تو هم چنين باش.
(٥) دشمن دوستت را به دوستى مگير كه اين دشمنى با دوست است.
(٦) پيوند برادرى را با بدگمانى مگسل، و بدون پوزش قطع رابطه مكن (تا بتوانى رضايتش را فراهم كن و دوستى را بر هم مزن).
[١] و اگر عبادتها و دانشها و قرآن خواندنهائى چنين خيرى داشت، وضع مسلمانان امروز از اين بهتر بود، كه ما محافل عبادت و انجمنهاى پر جار و جنجال علمى و مجالس تلاوت فراوان داريم و متأسفانه نه تنها از هيچ يك سودى نمىبريم، بلكه زيانهاى غير قابل تحملى هم مىكشيم .. و اى كاش اين گفتار نورافشان على٧ را بصورت لوحهاى زرين بر سر در اين انجمنها مىآويختند، اما نه براى تزيين كه از اين آذينها هم زياد داريم.