تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣١٥ - سخنان كوتاه آن حضرت در باب اين معانى(حكمت، موعظه، تشويق و تهديد)
رخت به ناتوانى و سستى كشيده.
(١) به خود باليدن از سركشى است، و سركشى از نخوت، و نخوت از تكبر؛ شيطان دشمن حاضرى است كه وعدههاى باطل مىدهد، مسلمان برادر مسلمان است، پس يك ديگر را وانگذاريد، نام بد بر هم ننهيد كه قوانين و مقررات دين براى همه يكسان است، و راههاى آن مستقيم، هر كه راه دين سپرد (برهروان) پيوندد، هر كه بيراهه رود هلاك شود، هر كه اين راه را وانهد از دين بدر شود، مسلمان چون لب گشايد دروغ نگويد، چون وعده دهد تخلف نكند، و چون امانت گيرد خيانت نورزد.
(٢) رفيق مؤمن عقل است، ياورش: علم، پدرش: مدارا، و برادرش: نرمش. خردمند از سه خصلت ناگزير است: ١- بايد در وضع خود بينديشد (صلاح و فساد حال خود را دريابد). ٢- زبانش را نگه دارد. ٣- و زمانش را بشناسد، هان! تنگدستى بلاست، بدتر از تنگدستى بيمارى، و بدتر از بيمارى تن مريضى قلب است، هان! رفاه نعمت است، و بهتر از رفاه تندرستى و بهتر از تندرستى، تقواى قلب است.
(٣) مؤمن (در زندگى روزمره) سه وقت (و سه برنامه) دارد: وقتى براى مناجات، وقتى براى رسيدگى به حساب خويش، و وقت ديگر براى لذت حلال. مسافرت براى خردمند روا نيست، جز به سه منظور: ترميم معاش، قدمى بسوى معاد، و لذت مشروع.
(٤) چه كسان كه احسان (و نعمتهاى خدا) غافلگيرشان كند، (چون سختى و فشار در زندگى ندارند سرگرم و از همه جا غافل شوند تا فرصت از دست برود، و نابهنگام به كام مرگ فرو روند). چه مردمان كه از پردهپوشى (خدا) مغرور شوند، چه افراد (سادهلوح و خوشباور) كه از تعريف اين و آن بفتنه افتند (و خود را گم كنند). خداوند بنده را به هيچ چيز همانند مهلت نيازموده (كه چون در كيفر گناهش تعجيل نفرمايد، از فرصت سوء استفاده كند) خداى عز و جل فرمايد: «به آنها مهلت دهيم تا بر گناه بيفزايند.» (آل عمران: ١٧٨).
(٥) بايد در دل، هم احتياج به مردم را احساس كنى و هم بىنيازى از آنها را، احتياج در نرمگوئى و گشادهروئى، و بىنيازى در حفظ حيثيت و آبرو.[١] (٦) نه (بر مردم) خشم گيريد، نه (مردم را) بخشم آريد، به همه سلام كنيد و خوش زبان باشيد.
(٧) كريم چون محبت بيند نرم شود، و لئيم چون لطف نگرد سرسخت گردد.
[١] بايد به اين حقيقت توجه كند كه از طرفى عضو جامعه است، و از آنها جدا نيست، و از طرفى شخصيت و آبروئى دارد كه رهين منت اين و آن نيست. اما احساس نياز نبايد پستى و زبونى آرد و احساس بىنيازى نبايد باعث تندى و ترشروئى شود.