تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٥٥٩ - استدلال آن حضرت بر صوفيانى كه آمده بودند او را از طلب(دنيا) منع كنند
به همين اشتباه دچاريد، اما آياتى كه در فضيلت «ايثار» (ترجيح ديگران بر خود) و مدح ايثاركنندگان خوانديد، صحيح است، اين عمل در اول اسلام جايز و مباح بود منعى از آن نشده بود و البته ثواب هم داشت ولى پس از آن تاريخ خداوند جليل دستورى بر خلاف آن صادر فرمود و عمل گذشته را نسخ كرد، اين نهى به منظور ترحم بر مؤمنين بود كه بر خود و عائلهشان زيان نرسانند، كه گاه در ميان عائله افراد ناتوان، كودك، بچه، پير مرد فرتوت، پيرزن سالخورده هستند كه قدرت تحمل گرسنگى ندارند، در اين صورت اگر من گرده نان منحصر به فردم را صدقه دهم اين افراد از دست مىروند و از گرسنگى مىميرند، از اين رو پيغمبر ٦ فرمود: اگر انسان چند دانه خرما يا پنج قرص نان، يا دينار، يا درهم بدست آورد و خواست انفاق كند از همه بهتر آن است كه به پدر و مادرش دهد، بعد آنچه مصرف خود و عائلهاش كند، سپس آنچه به خويشان و برادران مؤمن دهد، و رتبه چهارم همسايگان فقيرند و پنجم كه از همه كماجرتر است «در راه خدا» (چون كارهاى عام المنفعه) و نيز پيغمبر ٦ در باره آن مرد انصارى كه دارائيش منحصر به پنج و شش غلام بود و هنگام مرگ همه را آزاد كرد و با آنكه كودكان صغيرى داشت براى آنها چيزى نگذاشت، فرمود: «اگر ماجراى او را به من گفته بوديد نمىگذاشتم در قبرستان مسلمانها بخاكش سپاريد، بچههاى صغيرش را تهى دست گذاشته تا گدائى كنند. «سپس امام صادق ٧ افزود: پدرم نقل كرد كه پيغمبر ٦ فرمود: «از عائله خود شروع كن، و هر چه نزديكتر مقدمتر».
(١) و اينك آيه قرآن و گفتار قاطع خداوند عزيز حكيم كه در رد پندار شما و نهى از اين روش فرموده: «بندگان خداى رحمان آنهايند كه ... و) كسانى كه به هنگام انفاق زيادهروى نكنند، و سختگيرى هم ننمايند، و در اين ميانه معتدل باشند.» (فرقان: ٦٧).
نمىبينيد كه خدا عملى را كه شما به آن دعوت مىكنيد بعنوان اسراف نكوهش كرده؟ و در آيات متعدد فرموده: «همانا او (خدا) اسرافگران را دوست ندارد.» (انعام: ١٤١) «مردم را از اسراف (و تندروى در صرف مال) و همچنين از بخل و سختگيرى منع فرموده، و دستور ميانهروى داده، نبايد انسان هر چه، را دارد بدهد سپس همى خدا را خواند كه روزيش دهد، و دعايش مستجاب نشود، چون در حديث پيغمبر ٦ آمده كه «چند گروه از امت من دعايشان مستجاب نگردد: ١- مردى كه در حق پدر و مادرش نفرين كند.
٢- كسى كه در حق بدهكارى نفرين كند كه مالش را برده، و وى شاهدى بر او نگرفته. ٣- مردى كه در حق زنش نفرين كند با اينكه خدا اختيار طلاق را بدستش داده. ٤- مردى كه در خانه نشيند و از خدا روزى خواهد و بدنبالش نرود. خداوند جل و عز فرمايد: «بنده من، مگر راه تحصيل رزق و مسافرت روى زمين