تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٩١ - سفارشهاى آن حضرت به«عبد الله بن جندب»
اما اين انسان از دستور وى رويگردان و ناتوان است، ميان خود و خدا جامه زبونى بتن كرده، تسليم هوس شده، راه شهوات مىسپارد. دنيا را بر آخرت مىگزيند، و باز تمناى باغ بهشت دارد، ولى با عمل تبهكاران طمع به منزلگاه نكوكاران بستن نشايد. هان! اگر واقعه (ى رستاخيز) بوقوع پيوندد، قيامت بر پا شود، هنگامه بزرگ در رسد و خداوند ميزانها را براى حكم قاطع نصب كند، و خلقها همه براى حساب به صحنه آيند، خواهى فهميد كه رفعت و كرامت از آن كيست، و حسرت و ندامت به كه مىرسد، امروز كارى كن كه مايه نجات آخرتت باشد.
(١) پسر جندب! خداى عز و جل در وحى خود فرموده: «نماز را از آن كس مىپذيرم كه در پيشگاه عظمت من تواضع كند، از كامرانيها براى من چشم بپوشد، روز را به ذكر من بگذارند، و به بندگانم بزرگى نفروشد، گرسنه را سير كند، برهنه را بپوشاند، بر مصيبت زده رحمت آرد، غريب را جا دهد، نور اين بنده چون خورشيد بتابد، او را در تاريكيها نور بخشم، در جهالتها حلم دهم، به عزت خود حفظش كنم، فرشتگانم را به حفاظتش بگمارم، مرا بخواند و لبيك گويم، درخواست كند و عطا كنم، اين بنده نزد من باغهاى بهشت را ماند كه ميوههايش همانند ندارد، و تغيير نپذيرد».
(٢) پسر جندب! اسلام (اقرار به توحيد و نبوت و معاد) برهنه است، جامهاش حيا، زيورش وقار و مردانگيش عمل صالح، و ستونش پرهيزگارى است، هر چيز را شالودهاى است و شالوده اسلام محبت ما خاندان پيغمبر است.
(٣) پسر جندب! خداى تبارك و تعالى را حصارى است از نور كه لفافهاى از زبرجد و حرير دارد و به سندس (پارچه ابريشمين زربافت) و ديبا تزيين شده، اين حصار (در قيامت) ميان دوستان و دشمنان ما كشيده شود، آنگاه كه از بلندى روز محشر (و شدت گرما) مغزها بجوش آيد، دلها به گلوگاه رسد، و جگرها پخته شود، دوستان خدا را به درون آن برند، و آنجا در امن و حراست خدا باشند، و از هر چه دل بخواهد و چشم لذت برد برخوردار شوند، دشمنان خدا از شدت عرق دهانشان بند آيد، و از ترس بند دلشان ببرد، و (وحشتزده) به عذابهائى كه خدا برايشان مهيا كرده بنگرند و گويند: «چرا ما مردمى را كه مىپنداشتيم از اشرارند، نمىبينيم؟» (ص: ٦٢). دوستان خدا اين منظره را بنگرند و به آنها بخندند، چنان كه خداوند (از زبان دوزخيان) فرموده: «ما آنها را (به غلط) به مسخره مىگرفتيم (و در دوزخ نيستند) يا (هستند و) ما نمىبينيم؟» (ص: ٦٣). (سپس فرمايد) «امروز مؤمنان به كفار مىخندند، و بر تختها (تكيه زده) تماشا مىكنند» (مطففين:
٣٣- ٣٤). و هيچ كس باقى نماند كه مؤمنى از دوستان ما را (و لو) به يك كلمه كمك كرده باشد، جز اينكه خدايش بىحساب به بهشت برد.