تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٧٣٥ - نامه آن حضرت در رد اهل جبر، و تفويض و اثبات عدل و مرتبه بين جبر و تفويض
(١) اين شرح و تفصيل را بعنوان مقدمه مقصد و تأييد آنچه در باره جبر و تفويض، و مرتبه بين آنها بيان خواهم كرد، آوردم. يارى و نيرو از خداست و در هر كار بر او توكل داريم. نخست به حديث امام صادق ٧ آغاز مىكنيم كه فرمود: نه جبر است نه تفويض، مرتبهاى است در اين ميان كه عبارت است از: تندرستى، آزادى راه، مهلت زمان (فرصت) توشه، مانند مركب، و سبب محرك عامل بر عمل (به شرحى كه خواهد آمد) اين پنج چيز است كه حضرت صادق ٧ كليات فضل (خدا) را در آنها جمع كرده و اگر بنده در يكى از آنها كمبود داشته باشد به همان نسبت تكليف از او ساقط است. امام صادق ٧ اساس آنچه را كه (در امر جبر و تفويض) مردم بايد جوياى معرفتش باشند خبر داده، قرآن نيز آن را تصديق كرده، و آيات (و سخنان) محكم پيغمبر ٦ هم بر آن گواه است، زيرا هرگز گفتار پيغمبر ٦ و آلش از حدود قرآن تجاوز نكند، و هر گاه اخبار صحيح وارد شود و شواهد آنها را از قرآن بجوئيم و قرآن را با آنها موافق يابيم پيروى از آنها واجب است و چنان كه در آغاز رساله گفتم جز اهل عناد كسى از آنها نگذرد، ما چون در باره اين حديث حضرت صادق ٧ راجع به مرتبه ميان جبر و تفويض، و رد عقيده جبر، و تفويض تحقيق كرديم، ديديم قرآن شاهد صدق آن است. روايت ديگرى هم از آن جناب در تأييد آن وارد شده كه: يكى پرسيد: خدا بندگان را بر گناه اجبار كرده فرمود: خدا از اين عادلتر است، گفت: كار را بآنها واگذاشته؟ فرمود: خدا از اين مقتدرتر است. و در حديث ديگرى است كه فرمود: مردم در مسأله «قدر» سه دستهاند: برخى پندارند كار به آنها واگذار شده، اينها قدرت خدا را ضعيف شمردهاند، و هلاكند. بعضى گمان كنند خداوند بندگان را بر گناهان مجبور ساخته، و تكليفهائى ما فوق قدرت بر آنها تحميل كرده، اينها خدا را در حكم خود ظالم دانسته و گرفتار عذابند، و گروهى گويند: خدا به قدر طاقت تكليف كرده و آنچه را طاقت ندارند نخواسته، اگر نيكى كنند بايد خدا را (بر توفيق و هدايتش) شكر گويند، اگر بد كنند از او آمرزش خواهند، اينها مسلمان بالغند، اينجا هم امام ٧ خبر داده كه هر كس به جبر و تفويض گردن نهد و بدانها معتقد گردد بر خلاف حق است.
(با اين بيان) عقيده جبر را كه هر كه بدان پايبند شود ناچار خطاكار است، و نظريه تفويض را كه هر كه از آن پيروى كند به باطل پيوسته شرح دادم، و قهرا مرتبه بين اين دو، در وسط قرار دارد.
(٢) سپس فرمود: براى هر يك از اين مسلكها (ى سهگانه) مثالى مىزنم تا مطلب به ذهن حقيقتجو نزديك گردد، و به سهولت بتواند شرح مسأله را بررسى كند، مثالى كه آيات محكم قرآن بر صحتش گواهى دهد