تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٥٧٩ - سخنان كوتاه آن حضرت در اين زمينهها پند، حكمت، زهد و
(١) ٤٢. آن كس كه گاه خشم، طمع، ترس، و شهوت خويشتندار باشد، خدا بدنش را بر آتش حرام كند.
(٢) ٤٣. عافيت نعمتى سبك وزن است، تا هست فراموش مىشود، و چون رفت بياد مىآيد.
(٣) ٤٤. خداى را در حال گشايش، نعمت احسان و تفضل است، و در سختى نعمت پاكى (از گناه).
(٤) ٤٥. چه نعمتها كه خدا آنجا كه اميد نيست به بنده مىدهد، و چه آرزومندان كه خيرشان جاى ديگر است (نه در آرمانها) چه افرادى كه به پاى خود به قتلگاه شتابند، و در رسيدن به بخت كوتاهى كنند.
(٥) ٤٦. آن كه براى هر بلا صبرى نيندوزد، و براى هر نعمت شكرى، و براى هر مشكل راه حلى، درمانده شود. در هر گرفتارى و مصيبت چه در اولاد و چه در مال خويشتندار و شكيبا باش، خدا امانت و بخشش خود را مىگيرد تا شكر و صبر ترا بيازمايد.
(٦) ٤٧. هر چيزى حدى دارد؛ پرسيدند: حد يقين چيست؟ فرمود: اين است كه از هيچ چيز واهمه نكنى.
(٧) ٤٨. شايسته است مؤمن هشت خصلت داشته باشد: در بحرانها ثابت و در بلا صابر، در گشايش شاكر و به رزق خدا قانع باشد، به دشمنان (هم) ستم نكند، به دوستان تحميل ننمايد، بدنش از او در رنج باشد و مردم از وجودش در آسايش.
(٨) ٤٩. دوست مؤمن علم است، ياورش حلم، فرمانده سپاهش صبر، برادرش مدارا، و پدرش نرمش.
(٩) ٥٠. «ابو عبيده» عرض كرد: دعا كنيد خدا روزى مرا به دست بندگان نسپارد.
فرمود: خدا جز اين نخواهد كه بندگان را به دست يك ديگر روزى دهد؛ آرى دعا كن:
روزيت را به دست بندگان نيكش سپارد، كه اين خود سعادتى است، به دست اشرار خلق ندهد كه بدبختى و شقاوت است.
(١٠) ٥١. بندهاى كه كوركورانه (و وظيفه نشناخته) عمل كند، رهروى را ماند كه بيراهه رود هر چه سرعت گيرد دورتر شود.