تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٥٧٧ - سخنان كوتاه آن حضرت در اين زمينهها پند، حكمت، زهد و
و «بليغ» (شيوا سخن) را از اين رو «بليغ» گويند كه (بلاغت به معناى رسائى است و گوينده بليغ) مرادش را با كمترين تكلف و زحمت مىرساند.
(١) ٢٩. قرض، غصه شب و ذلت روز است.
(٢) ٣٠. اگر كار دنيايت روبراه (و بر وفق مراد) شد از دينت بدگمان باش (كه تا دين تو خراب نشود دنيا آباد نگردد).
(٣) ٣١. با پدرها خوشرفتارى كنيد تا فرزندان با شما همان كنند، به زنان مردم خيانت نكنيد، تا زنانتان خائن نشوند.
(٤) ٣٢. آن كه امانت به خيانتكار سپارد خدا ضامن حفظش نخواهد بود.
(٥) ٣٣. به «حمران بن اعين» فرمود: حمران به زير دست نگر، بالا دست را نبين، كه اين روش با قناعت به قسمت مناسبتر، و براى استحقاق مزيد نعمت شايستهتر است، و بدان كه عمل اندك پيوسته با يقين، از عمل بسيار بدون يقين، نزد خدا بهتر است، و نيز بدان كه هيچ پرهيزگارى از دورى از حرامها و خوددارى از آزار و غيبت مؤمنين، سودمندتر نيست، هيچ عيشى از خوش خوئى گواراتر نيست. هيچ مالى، از قناعت به اندك كافى، نافعتر نيست، هيچ نادانى از خودپسندى زيانبخشتر نيست.
(٦) ٣٤. حيا دو گونه است: يكى ضعف و ناتوانى است، و ديگرى نيرومندى و اسلام و ايمان. (آنجا كه از كمروئى ناشى شود ضعف نفس است و نقص، چون شرم از پرسش، و آنجا كه از شرافتمندى و ادب سرچشمه گيرد قدرت است و ايمان، چون شرم از دزدى، رشوهخوارى، خيانت و بىعفتى).
(٧) ٣٥. رعايت نكردن حقوق (برادران) زبونى است، و مرد را (براى پوزشخواهى) به دروغ وامىدارد.
(٨) ٣٦. يك نفر كه از ميان جمعى سلام كند از همه كافى است، و يكى هم كه از جمعى جواب گويد كفايت كند.
(٩) ٣٧. سلام مستحب است و جواب واجب.
(١٠) ٣٨. هر كه پيش از سلام آغاز سخن كند جوابش نگوئيد.
(١١) ٣٩. كمال تحيت براى حاضر دست دادن، و كمال سلام نسبت به مسافر «معانقه» (دست در گردن افكندن) است.
(١٢) ٤٠. دست دهيد كه كينه را مىبرد.
(١٣) ٤١. از خدا اندكى هم كه باشد، پروا كنيد، ميان خود و خدا پردهاى، هر چند نازك، بگذاريد (پرده درى نكنيد).