تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١١١ - نامه امير المؤمنين(ع) به فرزندش امام حسن(ع)
(١)
نامه امير المؤمنين ٧ به فرزندش امام حسن ٧
[١] از پدر فناپذير، معترف به (قهر) دوران، عمر گذرانده، تسليم روزگار، نكوهشگر دنيا، ساكن محله مردگان، مسافر از اين مكان به ديار آنان، به فرزند آرزومند ناشدنيها (كه معمولا هر كسى آمال و آرزوهائى دارد كه به آنها نمىرسد)، پوينده راه گذشتگان، هدف بيماريها، گروگان (و اسير) روزگار، نشان تيرهاى مصائب، گرفتار چنگال دنيا، سوداگر بازار غرور، بدهكار مرگها (كه عوامل مرگ همچون طلبكار بدنبالش روان است)، دستخوش فنا، هم پيمان غصهها، همدم غمها، آماج حوادث، مغلوب تمايلات و جانشين اموات. اما بعد تأمل در دنيائى كه از من روى گردانده، و روزگارى كه بر من چموشى مىكند، و آخرتى كه به من روى آورده، مرا از انديشه ديگران و اهتمام به بازماندگانم باز داشته، ولى آنگاه كه يگانه غصهام غم خويش شد (و به خود پرداختم) و رأيم مرا بازداشت، و از هوى و هوس جلوگيرم شد، و حقيقت كارم را روشن ساخت؛ تا آنكه به جدى خالى از هر شوخى و هزل، و راستىاى بىآلايش دروغ انجاميد، ترا پارهاى از خود بلكه همه وجود خويش يافتم، چنان كه اگر آسيبى به تو رسد گوئى به من رسيده، و اگر مرگ ترا دريابد گويا مرا دريافته از اين رو كار تو همچون كار خودم همتم را جلب كرد و مرا واداشت تا اين نامه را به تو بنگارم، و از آن در تربيت تو مدد جويم، براى تو بمانم يا درگذرم.
(٢) پسر جان! سفارشم به تو اين است كه: جانب خدا را رعايت كن، از فرمان او سرنپيچ، دل را به ياد او و تمسك به ريسمان او (قرآن) آباد كن، كدام وسيله از آنچه ترا با خدا پيوند دهد استوارتر است كه به آن بياويزى.
(٣) دل را با پند و نصيحت زنده كن، با زهد و پارسائى بميران، با يقين تقويت كن، با ياد مرگ رام كن، به فنا و ناپايدارى زندگيش معترف ساز، به فجايع دنيايش بينا گردان، از سطوت روزگار و دگرگونيهاى بيحد و حسابش برحذر دار، سرگذشت پيشينيان را بر او عرضه كن، مصائب گذشتگان را بيادش آر، در شهر و ديار و آثار آنان سياحت كن و بنگر كه چه كردند؟ كجا بار افكندند، از چه عزيزانى دل شستند، و رفتند تا دريابى كه دوستان را تهى، سكنه و بجاى نهادند، و به ديار غربت مسكن گزيدند. در آن محله بانگ زن، كه اى سراى خالى و اهلت كجايند؟ سپس بر سر آن گورها درنگ كن و (به آن جسدهاى متلاشى) خطاب كن: اى پيكرهاى فرسوده و اندامهاى از هم پاشيده، سرائى را كه در آن منزل گزيديد چگونه يافتيد. پسر جان!
[١] بعضى در اينكه مخاطب اين نامه امام مجتبى٧ باشد ترديد كردهاند، و برخى از تعبيرات آن را با مقام مقدس آن حضرت ناسازگار ديدهاند، و گمان كردهاند مخاطب محمد حنفيه است چنان كه سيد بن طاوس، بنقل بحار، به سندى آن را به محمد حنفيه نسبت داده ولى نقلهاى موثق مثل كافى و غيره طرف را حضرت امام حسن ٧ مىدانند، و تعبيرات مذكور قابل توجيه است.