تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٥٧ - مواعظ پيغمبر
(١)
مواعظ پيغمبر ٦
(٢) چرا مىبينيم حب دنيا چنان بر دلهاى بسيارى از مردم غلبه كرده كه گويا مرگ در دنيا بر ديگران نوشته شده و رعايت حق بر سايرين واجب گرديده، گوئى مردگانى كه سر گذشتشان را مىشنوند مسافرانى هستند كه عنقريب به وطن بازمىگردند، اموات را به خاك مىسپاريد، ميراث آنها را مىخوريد و شما در قيد حياتيد، هيهات، هيهات چرا آيندگان از گذشتگان عبرت نمىگيرند؟ هر موعظهاى را كه در كتاب خدا هست فراموش كردهاند، (چنان به خواب غفلتند كه) از شر هر عاقبت بدى ايمناند، از پيشآمدهاى سهمگين نمىهراسند، و از حوادث ناگوارى كه در انتظار آنهاست انديشهاى به خود راه نمىدهند.
(٣) خوشا به حال آن كه ترس از خدا، از ترس مردمان بازش دارد.
(٤) خوشا به حال آن كه كسبش پاك، باطنش شايسته، ظاهرش نيكو و اخلاقش روبراه باشد.
(٥) خوشا به حال آن كه ما زاد مالش را بخش كند و ما زاد سخنش را نگه دارد.
(٦) خوشا به حال آن كه براى خداوند عزيز تواضع كند، بدون اعراض از سنت من، از حلال بگذرد، از لذتها بدون تحريم صرف نظر كند، بدون انحراف از سنت از زر و زيور دنيا چشم بپوشد و پس از من از نيكان خاندانم پيروى كند. با فقها و حكما مجالست نمايد و بر تهيدستان ترحم كند.
(٧) خوشا به حال آن كه مالى را از حلال به چنگ آرد و در حلال صرف كند و بر مسكينان احسان و عطا نمايد، از متكبران فخرفروش و شيفتگان دنيا و بدعتگذاران در دين و منحرفان از سنت من كناره گيرد.
(٨) خوشا به حال آن كه اخلاقش با مردم خوش باشد، آنان را در مشكلات يارى دهد و شر خود را از آنها باز گرداند.