تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٧٥ - سخنان كوتاه امام پنجم(ع) در اين زمينهها پند، حكمت، زهد و
(١) ٤٣. خوشروئى و گشاده چهرى محبتآور، و مايه تقرب به خداست، ترشروئى و گرفتگى مايه دشمنى (مردم) و دورى از خداست.
(٢) ٤٤. هيچ وسيلهاى براى جلب محبت و دوام دوستى از اين بهتر نمىشناسم كه:
نعمتى را كه به كسى دادهام به نعمت ديگر پيوند كنم، تا نخستين را نيكو نگه دارد و بارور سازد، چه دريغ كردن عطاهاى آخر، زبان شكرهاى اول را قطع كند (و آن كه از محبت پيشين سپاسگزار بود با محروميت پسين ناسپاس گردد) و (در عين حال) طبعم اجازه رد حاجت نخست را هم نمىدهد[١].
(٣) ٤٥. حيا و ايمان را به يك طناب بستهاند، هر كدام برود ديگرى هم بدنبالش مىرود.
(٤) ٤٦. اين دنيا را به نيك و بد مىدهند، اما اين دين را خدا جز به خاصان درگاهش نمىدهد.
(٥) ٤٧. ايمان اقرار و عمل است. و اسلام اقرار تنها.
(٦) ٤٨. ايمان آن است كه در قلب باشد، و اسلام آن است كه (به زبان جارى گردد و) احكام ظاهرى اسلام چون ازدواج، ميراث، و حفظ جان بر اساس آن اجرا شود، ايمان با اسلام شريك است و اسلام با ايمان شريك نيست.
(٧) ٤٩. هر كه بابى از هدايت به مردم بياموزد (و رسم نيكى بگذارد). چون همه عملكنندگان اجر دارد بدون آنكه از ثواب آنان كاسته شود، و هر كه بابى از گمراهى بدانها بياموزد (و رسم بدى بگذارد) به اندازه همه عملكنندگان اجر دارد بدون آنكه از گناه آنان كسر شود.
(٨) ٥٠. در اخلاق مؤمن تملق و حسد نيست جز در تحصيل علم (كه ممكن است از استاد تملق گويد يا بر رفيق رشگ برد).
(٩) ٥١. براى عالم رواست كه چون پر سند و نداند، گويد: خدا داناتر است، و براى عالم روا نيست، و در خبر ديگرى است كه غير عالم بايد (صريح) بگويد: نمىدانم تا سائل را بشك نيندازد.
(١٠) ٥٢. نخستين كس كه زبان به لغت عرب گشود، اسماعيل فرزند حضرت ابراهيم ٧ بود كه در آغاز به زبان پدر و برادر سخن مىگفت، و در سيزده سالگى لغت عرب را اختراع كرد، او اول كسى است كه به عربى تكلم كرد و «ذبيح» (كه دستور قربان كردنش به حضرت ابراهيم داده شد) هم اوست (نه برادرش اسحاق).
(١١) ٥٣. چيزى به شما نياموزم كه از شر سلطان و شيطان دور شويد؟ ابو حمزه گفت:
چرا، بفرمائيد تا عمل كنيم. فرمود: صبح زود صدقه دهيد كه
[١] عبارت متن بسيار تعقيد دارد و پيداست در دست راويان تحريف شده.