تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٩٣ - خطبه آن حضرت در باره ايمان و ارواح و اختلاف آنها
اين چنين كس همه روحهايش كاسته گردد، ولى از ايمان بيرون نرود، چون (گناهى نكرده و) خدا او را به اين پايه رسانده، او ديگر نه وقت نماز شناسد، نه قدرت نماز شب و روزه روز دارد، و اين خود كمبود روح ايمان است ولى ان شاء اللَّه به او زيانى نمىرسد، چنان كه روح شهوتش نيز نقصان پذيرد كه اگر زيباترين دختران آدم از جلوى چشمش بگذرد هيچ علاقهاى به او ابراز نكند، اما روح بدن (مايه زندگى) هنوز در او باقى است، و تا هنگام مرگ جنبش و حركت دارد. حال اين پير فرتوت خير است، چون خدا با او چنين كرده. (دوم) و گاهى انسان در حال نيرومندى و جوانى (و زمانى كه عقل و ارادهاش حكمفرماست) حالاتى پيدا مىكند كه باعث اهتمام به خطا مىشود، روح قوت (قدرت مزاج) تشجيعش مىكند، روح شهوت گناه را در نظرش جلوه مىدهد، و روح بدن مهارش را مىكشد، تا (با همدستى همه اين عوامل) به ورزه خطا افتد و در حال ارتكاب گناه ايمان از او و او از ايمان جدا شود و ديگر تا توبه نكند ايمانش باز نگردد، اگر توبه كرد و ولايت (و اطاعت اولو الامر) را گردن نهاد خدا توبهاش را بپذيرد، و اگر گناه را از سر گرفت (قهرا) دست از ولايت كشيده (از پيروى موالى خود سر باززده) و خدا او را به دوزخ كشاند (و اين است معناى حديثى كه سائل شنيده بود).
(١) و اما اصحاب مشأمه، يهود و نصارى هستند. خداوند (در باره آنها) فرمايد: «آنها كه كتابشان دادهايم او- يعنى محمد و مقام ولايت را- بر حسب معرفى تورات و انجيل، مىشناسند چنان كه فرزندانشان را در خانههاشان، و گروهى از آنها حق را دانسته كتمان مىكنند، حق از جانب پروردگار توست، مبادا از شك آوران باشى.» (بقره: ١٤٦- ١٤٥).
چون دانسته انكار كردند خداوند به اين بلا گرفتارشان كرد كه روح ايمان را از آنها گرفت و در تنشان تنها سه روح باقى گذاشت، روح قوت، روح شهوت و روح بدن، سپس آنان را به چارپايان ملحق كرده فرموده: «اينها همانند چارپايانند و بس.» (فرقان: ٤٢).
چه حيوانات (نيز) با روح قوه (و توانائى مزاج) بار برند، با روح شهوت آذوقه خورند و با روح بدن حركت كنند، سائل گفت: دلم را زنده كردى.