تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٧٤٩ - نامه آن حضرت در رد اهل جبر، و تفويض و اثبات عدل و مرتبه بين جبر و تفويض
مىگذارد و مصارفى تعيين مىكند كه در آنجا خرج كنند، و مواردى را كه دوست ندارد و مايل به صرف مال در آنها نيست نام مىبرد، و دستور مىدهد از صرف هزينه در آنجا خوددارى كنند، و البته مال قابل صرف در هر دو جهت هست، يك غلام سرمايه را آنجا كه ارباب گفته و رضايت دارد بكار مىاندازد و ديگرى آنجا كه نهى كرده، ارباب (براى وصول به مقصد خويش) غلامان را در سراى آزمايش جا داده، و اعلام كرده اينجا منزلگاه ابدى نيست، از اين پس سراى ديگرى است كه پاداش و كيفر جاويد در آنجاست، و بناچار از اينجا بيرونشان خواهد برد، اگر غلام مالى را كه تحويلش داده بجا مصرف كند ثواب پايندهاى را كه وعده داده به او خواهد داد، و اگر بيجا مصرف كند، به كيفر دائمى كه در آن سراى قول داده گرفتارش مىكند، (١) و براى اقامت در اين دار امتحان حد معينى معلوم كرده، يعنى مدت سكونتش را تعيين نموده، كه چون به پايان رسد هم مال به دست ديگرى مىافتد، هم غلام ديگرى بجاى اين غلام مىآيد، و ارباب هميشه مالك آن مال و اين غلام بوده و هست (و هيچ گاه اختيار مال و برده از دستش بيرون نمىرود) ولى وعده داده كه مال را تا در اين منزل است از او نگيرد، تا مدتش سرآيد و تحويل دهد، چه از صفات اين خواجه: عدل، و نادارى، انصاف و حكمت است، در اين صورت اگر بنده مال را در راهى كه بايد خرج كرد آيا لازم نيست ارباب به وعده پاداشى كه از روى تفضل داده وفا كند؟ و در برابر كارى كه در اين سراى فانى دستور داده و او اطاعت كرده نعمتى هميشگى در سرائى جاويد و پايندهاش دهد؟ و اگر مال را در طرق ممنوعه مصرف نموده و با اوامر مولا مخالف كرد آيا حق ندارد عقوبت دائمى را كه بدان تهديدش كرده بود بر او مسلط سازد، بدون اينكه ستمى بر او كرده باشد، زيرا قبلا گوشزد كرده و از آينده آگاهش ساخته و بايد به نويد و وعيدش عمل كند و ارباب تواناى مسلط چنين است. اما (در بحث ما) مولا: خداوند «جل ذكره» است، غلام: آدميزاد، مخلوق اوست، مال: قدرت گستردهاى است كه به او داده. امتحان: اظهار حكمت و قدرت است. سراى فانى: دنياست. موارد صرف مال، يعنى نيروها: اطاعت دستورهاى پيامبران است. و اعتراف به برنامههائى كه از جانب خدا آوردهاند. موارد ممنوعه: راههاى شيطانى است. وعده:
نعمت پاينده بهشت است. سراى ديگر عالم آخرت است.