تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٨٣ - (١) اين خطبه را در پاسخ آنها كه به مساوات در تقسيم غنائم اعتراض كردند ايراد فرموده
(١) سپس فرمود؛ هان! اين دنيا كه شما آرزويش را داريد و شيفته آنيد، و آن (با دگرگونيها و بىثباتيها) شما را پند مىدهد و (با تيرهاى بلا) به جانب شما نشانهروى مىكند، منزلگاه شما نيست، اين خانه آن نيست كه براى آنتان آفريدهاند، و بسوى آنتان خواندهاند. هان! نه اين جهان براى شما پايد، نه شما براى آن، مبادا كه وضع حاضر و موجود دنيا شما را بفريبد، كه از آن زنهارتان دادهاند، و اوصافش را بيان كردهاند. شما خود نيز آن را آزمودهايد و عاقبتش را نپسنديدهايد. پس خدايتان رحمت كند، به جانب آن خانهها كه دستور دادهاند آبادش كنيد، بشتابيد كه آباديش ويرانى ندارد، و جاودانگيش فنا نپذيرد. خدا شما را به آنجا ترغيب و دعوت كرده، و پاداشتان را در آنجا قرار داده.
(٢) شما اى مهاجر و انصار و اى اهل دين خدا بينديشيد كه امتيازهايى كه قرآن به شما داده و مقامهائى كه در پيشگاه پيغمبر ٦ داشتيد، و آنچه بر سر آن مىجنگيديد، بر محور حسب و نسب بود يا بر اساس عمل و طاعت؟[١] خدايتان رحمت كند نعمتهائى را كه به شما داده، با صبر (در برابر افزونطلبى و دنياپرستى) و رعايت آنها كه حفظشان را بعهده شما نهاده (يعنى خاندان پيامبر) بپايان رسانيد (آن همه فداكارى و جهاد و منزلهائى را كه نزد خدا بدست آوردهايد با يك عقب گرد بر باد ندهيد). اگر سفارشهاى خدا و (روح) تقوا را نگه داريد، تنزل در هيچ شأن دنيا زيانتان نرساند، و اگر پرهيزگارى را از كف دهيد، حفظ هيچ متاع دنيا سودتان نبخشد. پس اى بندگان خدا فرمان خدا را گردن نهيد، به قضاى او راضى و بر بلايش صابر باشيد.
(٣) اما در باره اين غنائم (كه چشم طمع بدان دوختهايد) هيچ كس بر ديگرى حق تقدم ندارد. خداوند آنها را تقسيم كرده و كار از كار گذشته، اين اموال مال خداست، و شما بندگان مسلمان خدا. اين هم كتاب اوست كه ما همه به آن اقرار كرده، به حقانيتش گواهى داده، و در برابرش تسليمشدهايم. عهد و ميثاق پيغمبر ٦ نيز هنوز در مقابل ماست. خدايتان رحمت كند (به كتاب خدا و سنت رسول) تن دهيد و هر كه (به اين تقسيم عادلانه) راضى نيست هر گونه خواهد روى گرداند، چه آن را كه فرمان خدا برد و به حكم وى قضاوت كند (از تنهائى و نارضايتى مشتى طماع و حريص) هيچ ترس و وحشتى نيست، اينها هستند كه (به نص قرآن) بيمى ندارند و اندوهگين نشوند، اينهايند رستگاران. از پروردگار و معبود خود مىخواهيم كه ما و شما را از اهل طاعتش قرار دهد، شور و شوقمان را به آنچه نزد اوست افكند. اين گفتار من است كه شنيديد براى خود و شما از خدا مغفرت مىخواهم.
[١] و خلاصه ملاك تقدم و تأخر در اسلام مفاخر واهى نژادى و موقعيتهاى اجتماعى بوده- چنان كه در جاهليت و در هر ملت جاهلى چنين است- يا فضائل اخلاقى و طاعت و تقوا؟ و جواب چندان روشن است كه احتياج به پاسخ نيست.