تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٥١ - خطبه ديگر در بيان اركان و شعب ايمان و اركان و شعب كفر
تقوا هدفى است كه هر كس بدنبالش رود هلاك شود، هر كه به آن عمل كند پشيمان نگردد، كه رستگاران، با تقوا رستگار شدند، و زيانكاران، با گناه زيان ديدند، پس بايد خردمندان- (از گناه) باز ايستند و پرهيزگاران پند گيرند.
(١) ايمان را چهار پايه است: صبر، يقين، عدل، جهاد.
(٢) صبر را چهار شعبه است: شوق (به بهشت و پاداشهاى خداوند)، ترس (از عذاب و كيفر)، پارسائى (دل بريدن از دنيا)، و مراقبت (توجه به مرگ و پايان زندگى)، آن كه شوق بهشت دارد چشم از لذتها بپوشد، هر كه از آتش هراسد از حرام دست كشد، هر كه دل از دنيا بركند، مصيبتها بر او آسان شود، هر كه مراقب (و چشم براه) مرگ باشد به كار خير بشتابد.
(٣) يقين را نيز چهار شعبه است: (نكتهسنجى و) بصيرت، توجه به دقائق حكمت، پندگيرى از (اسباب) عبرت و روش پيشينيان، هر كه چشم بصيرت دارد، دقائق حكمت را بشناسد؛ هر كه به دقائق حكمت توجه كند (اسباب)، عبرت را بشناسد؛ هر كه عبرتها را تشخيص دهد، راه و رسم گذشتگان (و سنن الهى را در آن امتها) دريابد، و هر كه سنتها را فهم كند، چنان است كه با همه اقوام و ملل گذشته بوده (و سرگذشتها و سرنوشتهايشان را از نزديك ديده).
(٤) عدل را نيز چهار شعبه است: فهم عميق، عمق علم، شكوفه حكمت، و بوستان حلم.
هر كه فهم كند همه علم را تفسير نمايد، هر كه حكمت را شناسد گمراه نگردد، هر كه علم ورزد در كار كوتاهى نكند، و در ميان مردم ستوده زيست كند.
(٥) جهاد هم چهار شعبه دارد: امر بمعروف، نهى از منكر، مقاومت در ميدانها، و دشمنى با فاسقان. آن كه امر بمعروف كند مؤمنان را نيرو بخشد، آن كه نهى از منكر نمايد كافران را زبون سازد، هر كه در ميدان مقاومت كند وظيفه خود انجام دهد، هر كه با فاسقان دشمنى كند براى خدا غضب كند، و هر كس براى خدا خشم گيرد خدا براى او غضب كند. اين است حقيقت ايمان و اركان و شعبههايش.
(٦) كفر نيز چهار پايه دارد: فسق، غلو (گزافهگوئى و بلندپروازى)، شك، و شبهه (شك، ترديد و دو دلى است، و شبهه، خلط حق و باطل).
(٧) فسق چهار شعبه دارد: جفا (بيوفائى)، كوردلى، غفلت، و سركشى. جفاكار مؤمنان را توهين و تحقير كند، فقيهان را بخشم آرد، و به گناه اصرار ورزد. كور باطن «ذكر» (تذكرات خدا و رسول) را فراموش كند، تندخو شود، به جنگ خدا رود، و شيطان بر او مسلط گردد، غافل بر خود جنايت كند، و واژگون شود، گمراهى را هدايت پندارد، آرزوها وى را بفريبد، آنگاه كه كار از كار بگذرد و پرده برافتد، و آنچه (از عذابها) كه باور نمىكرد از جانب خدا بر او عيان گردد، حسرت گريبانش را بگيرد،