تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٠٥ - فرمان امير المؤمنين على(ع) به مالك اشتر هنگامى كه او را به حكومت مصر و توابع آن گماشت
جدى و شديد باشد، آماده شوند.
(١) پيغمبر ٦ در رفتار با مشركين سنتهائى داشت، ما نيز پس از او سنتى داشتيم كه در باره ستمگران و هم كسانى كه به قبله ما رو كنند و نام مسلمانى بر خود نهند اجراء شده، و خداوند به آنها كه خواسته هدايتشان فرمايد دستور داده: «اى كسانى كه ايمان آوردهايد، از خدا و پيغمبر و اولو الامر (صاحب اختياران) اطاعت كنيد و اگر در موردى كار به اختلاف و منازعه كشيد، اگر به خدا و رستاخيز عقيده داريد، كار را به خدا و رسول برگردانيد (و آنها را به داورى بپذيريد) اين براى شما بهتر و خوشعاقبتتر است.» (نساء: ٥٩). و در آيه ديگر فرموده: «اگر آن را (يعنى سرى را كه افشا كردند) به پيغمبر و اولو الامرشان بر مىگرداندند، آنها كه قدرت استنباط داشتند حقيقت امر را مىشناختند، و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، بجز اندكى، از شيطان پيروى كرده بوديد.» (نساء: ٨٣). برگرداندن به خدا تمسك به آيات محكم و روشن قرآن است، برگرداندن به پيغمبر عمل به سنت اجماعى و بدون اختلاف آن جناب است، و ما اهل بيت پيغمبريم كه آيات محكم قرآن را استنباط مىكنيم، محكم و متشابه را مىشناسيم، و آيات ناسخ را از آيات منسوخ، كه خداوند حكمش را نسخ كرده، و تكليفى كه آورده بود برداشته، تميز مىدهيم. «اى مالك» با دشمنان چنان رفتار كن كه از روش ما مشاهده كردهاى، هر اتفاق و حادثهاى را مرتب به ما گزارش ده تا از طرف ما دستورهاى كلى دريافت دارى، و خدا يار و مددكار است. (٢) سپس با نيتى صاف و بىغل و غش مسأله قضاوت بين مردم را مد نظر قرار ده، كه قضاوت در بازستاندن حقوق ستمديده از ستمگر و ناتوان از توانا، و اقامه حدود الهى- بر سنتى كه بايد- از چيزهائى است كه بندگان خدا را اصلاح كند، و مملكت را آباد.
براى مقام قضا فردى را بگزين كه در پيشگاه تو و ديدگاه مردم، از نظر علم، بردبارى، پارسائى و سخاوت از همه بالاتر باشد، از زيادى كار به تنگ نيايد، مراجعين (و رد و ايرادهاى آنان) او را خود رأى و لجباز نسازد، (اگر اشتباهى كرد) به لغزش و اشتباهش اصرار نورزد، گاهى كه حق را شناخت (و به اشتباه خود واقف شد) از بازگشت به حق دلگير نباشد، چشم به مال مردم ندوزد، در فهم حقايق به تشخيص ابتدائى و نارسا قناعت نكند، در موارد شبهه (و آنجا كه حق قابل تشخيص نيست) از همه بيشتر توقف (و احتياط) كند، به دليلهاى طرفين رسيدگى كند، از مراجعه خصم كمتر بستوه آيد، در كشف حقايق (از دگران) شكيباتر، و هنگام روشن شدن حق قاطعتر باشد، با تعريف و تمجيد (و چاپلوسى) به خود نبالد، با اغراق و گزافهگوئى (و يا تحريك به نقل نهج البلاغه) تحريك نشود، گوش به تبليغات ندهد. منصب (شريف) قضا را به چنين كس واگذار، ولى (بدان كه) آن قاضى كه داراى اين كمالات باشد كمياب است.
(پس از انتخاب قاضى با همه دقتها كه در مقدمات كار كردهاى از وضع او غافل مباش) بسيار قضاوتهاى او را وارسى كن، در بذل و بخشش را برويش بگشاى چندان كه عذرى برايش نماند، و (براى امرار معاش و اداره زندگى بدون احتياج به رشوهخوارى) از حقوق استفاده كند، و به مردم نيازمند نباشد، او را از همه خواص و مقرّبان درگاه، مقام و منزلتى بالاتر ده