تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٦٢٧ - سفارشهاى آن جناب به هشام و توصيف عقل
براى تن چه سود دارد كه ظاهرش سالم و باطنش فاسد باشد، جسدهاى شما هم كه ظاهرى خوشايند دارد سودى نبخشد، كه دلهائى خراب داريد، اين چه نتيجه دارد كه پوست را تميز نگه داريد و قلبها آلوده باشد؟ همچون غربال نباشيد كه آرد نرم و خوب را بدر مىكند و نخاله را نگه مىدارد، شما هم حكمت را از زبان برون ريزيد و كينه را در درون نگه داريد. بندگان دنيا! شما چراغ را مانيد كه دگران را روشن سازد و خود را سوزد.
بنى اسرائيل! مجلس علما را پر كنيد گرچه با زانو راه پيمائيد، خدا دلهاى مرده را با نور حكمت حيات بخشد چنان كه زمين مرده را با قطرههاى درشت باران.
(١) هشام! در انجيل نوشته: خوشا بحال آنان كه به يك ديگر ترحم كنند، در قيامت بر آنها رحمت آرند. خوشا بحال آنان كه مردم را اصلاح دهند، اينها در قيامت مقربند. خوشا بحال آنان كه در دنيا تواضع كنند، اينها در قيامت بر تختهاى پادشاهى بالا روند.
(٢) هشام! كم حرفى حكمتى بزرگ است، سكوت بگزينيد كه آرامشى نيكو، و باعث سبكبارى و تخفيف گناه است. در (قلعه) حلم را محكم كنيد كه درش صبر است. خداوند عز و جل آن آدم را كه بىجهت همى خندد، و بىهدف همى راه رود، دشمن دارد.
حاكم بايد چوپان صفت باشد، از زيردستان خود غفلت نكند، و به آنها بزرگى نفروشد.
چنان كه از مردم در ظاهر شرم مىكند، از خدا در باطن حيا كند. بدانيد كه گفتار حكيمانه گمشده مؤمن است، علم را پيش از آنكه بالا رود (و از دسترس خارج شود) دريابيد، بالا رفتن علم نهان شدن عالم از ميان شماست.
(٣) هشام! هر آنچه از علم نمىدانى فراگير، و از آنچه مىدانى به جاهل مياموز، عالم را براى علمش احترام كن و با او ستيزه مكن، جاهل را براى جهلش كوچك شمار، اما او را نران، نزديكش بخوان، و تعليمش كن.
(٤) هشام! هر نعمتى كه از شكرش درمانى چون گناهى است كه بر آن بازخواست شوى، امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه فرمود: خدا را بندگانى است كه ترس او دلشان را شكسته، و با اينكه فصيح و خردمندند زبانشان را بسته، با اعمال پاك بسوى خدا شتابند، عمل بسيار را از ياد نشمارند،