تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٨٥ - قسمتى از سخنان آن جناب در بجا مصرف كردن اموال
(١)
قسمتى از سخنان آن جناب در بجا مصرف كردن اموال
[١] (٢) چون در جنگ صفين برخى از اصحاب على ٧ متوجه شدند كه معاويه (به حربه سيم و زر متوسل شده و) افراد بىهدف و بىايمان را با اموال (عمومى كه در بيت المال مسلمانان گرد آمده) مىخرد، و مردم جز دنيا مقصد و مقصودى ندارند، به امير المؤمنين ٧ پيشنهاد كردند كه شما هم (از اين سلاح استفاده كن و) اين اموال را (كه در اختيار دارى) بخش كن، و به اشراف و آنها كه ممكن است بمخالفت برخيزند، يا به دشمن پيوندند، سهمى بيشتر ده تا چون كار بر مرادت برآمد و اوضاع را قبضه كردى عدالت را از سر گير و اموال را عادلانه و مساوى تقسيم كن.[٢] (٣) فرمود: شما از من مىخواهيد كه با بيدادگرى در حق مسلمانان زيردست بر حريف غلبه جويم؟ به خدا تا شب و روز در گردش است و ستارگان بدنبال يك ديگر روانند، گرد اين كار نگردم. اگر اين مالها ملك شخصى من هم بود مساوات را رعايت مىكردم، چه رسد كه مال خود آنهاست (و من عاملى بيش نيستم). سپس مدتى سكوت كرد و فرمود: هر كه مالى دارد بايد از فساد بپرهيزد، بيجا مصرف كردن مال تبذير و اسراف است، و اين (ولخرجيها) شخص را در چشم مردم بالا برد و در پيشگاه خدا فرو نهد، هيچ كس مالش را بيجا خرج نكند و به نااهلان ندهد، جز اينكه از قدردانى آنان محروم گردد و از خيرش تنها ديگران برخوردار شوند. اگر كسى با وى اظهار دوستى كند و شكرش گويد چاپلوس و دروغگوست، خود را به او همى چسباند تا مقدارى بيشتر دريافت دارد. و اگر روزى بلغزد و به كمك و تلافى محتاج شود (خواهد ديد كه) بدترين دوست است و لئيمترين رفيق، تا بر نادانان انعام مىكند و در راه خدا بخل مىورزد نامش بر سر زبانهاست، چه بختى از اين بدتر و پستتر است؟ كدام احسان از اين بيهودهتر و بىثمرتر است؟ آن كه مالى بدست آرد بايد در صله ارحام، ميهمانى، آزادى گرفتار و اسير، كمك بدهكاران، راه ماندگان، بينوايان و آوارگان صرف كند، به كارهاى ثواب و اداى حقوق (برادران) پردازد، تا به اين خصال شرف دنيا و فضيلت آخرت را دريابد.
[١] اين گفتار در نهج البلاغه، خطبه ١٢٤ مذكور است.
[٢] البته اين پيشنهادى سياستمدارانه بود كه مىخواستند على٧ روش معاويه را پيش گيرد و در طريق هدف از هيچ ستمى فرو نگذارد، اما على٧ كه هدف را براى عدالت مىخواست، و حتى تنها هدفش عدالت بود، حاضر نبود عدالت را در ميدان نبرد به منظور پيروزى بر دشمن قربانى كند، و هدف اصلى را از ياد ببرد.