تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢١٥ - فرمان امير المؤمنين على(ع) به مالك اشتر هنگامى كه او را به حكومت مصر و توابع آن گماشت
كسانى كه (بر اثر كهن جامگى و درويشى) ديدهها (ى پر نخوت گردنكشان) حاضر نيست در آنها بنگرد و همه جا مورد اهانت و تحقيرند، و به بارگاه تو راهشان نمىدهند، آنها هم حاجتهائى دارند و دستشان به دامان تو نمىرسد، بايد به كارهاشان رسيدگى كنى؛ گروهى خدا ترس و فروتن را كه به امانت و ديانتشان اعتماد دارى، بگمار تا درخواستهاى آنان را به عرض تو برسانند، آنگاه در حق آنان چنان رفتار كن كه روز لقاى پروردگار در پيشگاه مقدس او معذور باشى، نياز آنها به دادرسى و دادخواهى از ديگران بيشتر است، گرچه حق همگان را بايد رعايت كنى، و وظيفه الهى را بدون تقصير در باره همه كس لازم است انجام دهى.
اما در باره كودكان يتيم، افراد زمينگير، و پيران كهنسالى كه نه راه چاره دارند و نه روى سؤال بخصوص بايد (بيشتر) وارسى كنى، و از احوالشان خبر گيرى، بايد از بيت المال جيره و مقررى مرتب داشته باشند، كه اينها همه بندگان خدايند و تو موظفى آنها را (از اين وضع فلاكتبار) نجات بخشى، خوراك و حقوقشان را تأمين كنى و بدين وسيله به خدا تقرب جوئى كه اخلاص عمل به صدق نيت است. سپس (از اين نكته غفلت نكن كه:) مردم، و لا اقل گروهى از آنها، به صرف انجام وظيفه و اداى حقوقشان در غياب قانع نيستند، و تا خود در جريان كارها قرار نگيرند، و حضورا حوائج خويش را بعرض نرسانند (و با حاكم روبرو نشوند) آرامش خاطر نيابند، هر چند تحمل اين بار گران بر حكومتها سنگين است ولى حق هميشه سنگين است هر چندگاهى خداوند آن را براى گروهى عاقبتجو كه روحهاى نيرومند و صابر دارند و به صدق وعدههاى الهى در باره صابران و اجر خواهان اعتماد دارند، سبك گرداند، تو نيز از اين طبقه باش و از خدا استمداد كن. (١) بخشى از وقت را به ارباب حاجت و دادخواهان اختصاص ده، در اين مدت خود را وقف آنان كن، و ذهن را از هر مشغله فارغ گردان، بار عام ده، (برادرانه) در كنار مردم بنشين، براى خداوندى كه ترا قدر و مقام داده تواضع كن، سرباز، حاجب، دربان و مأمور، سر راه آنها مگذار (تا بتوانند بدون بيم و هراس آزادانه عرض حاجت كنند)، و در آن مجلس فروتن باش، در گفت و شنود و مواجهه با آنان نرم و ملايم باش تا هر كه خواهد بدون اضطراب خاطر و لكنت زبان با تو سخن گويد، من خود شنيدم كه پيغمبر ٦ مكرر مىفرمود: «ملتى كه حق ضعيف را بىواهمه از قوى نستاند قابل تقديس نيست.» اين ارباب رجوع گاه در سخن تند و يا گرفتار لكنت مىشوند، تو بايد همه را تحمل كنى، تندخوئى، تنگ حوصلگى و كبر و ناز را از خود دور كن، تا خداوند از هر سوى رحمت خويش را بر تو بگستراند، و پاداش اهل طاعتت عنايت كند، آنچه مىبخشى گوارا ببخش، و آنچه دريغ مىكنى با خوشروئى، عذرخواهى، و تواضع دريغ كن، خدا متواضعان را دوست دارد. بايد عزيزترين دستيارانت آن باشد كه از همه نرمخوتر، خوش برخوردتر، و ضعيفنوازتر است ان شاء اللَّه. (٢) پس كارهائى هست كه تو بايد شخصا رسيدگى كنى، از جمله جواب قسمتى از نامههاى حكام كه از عهده دبيران و منشيان خارج است، و يا رفع نيازمنديهاى مرجوعه مردم كه (همكارانت در انجامش مسامحه مىكنند) و يا بررسى بودجههائى كه در اختيار دبيران و صندوقداران قرار مىگيرد، در اين وظيفه هيچ سستى روا مدار و تأخير كار را غنيمت مشمار،