تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٩٣ - سفارشهاى آن حضرت به«ابو جعفر محمد بن نعمان احول»
(١)
سفارشهاى آن حضرت به «ابو جعفر محمد بن نعمان احول»
(٢) ابو جعفر احول[١] گويد: حضرت صادق ٧ به من فرمود: خداى عز و جل در قرآن گروههائى را به جرم افشاگرى سرزنش كرده. گفتم: قربانت، كجا؟ فرمود: در اين آيه:
«چون امرى (از اسرار جنگ) كه باعث ايمنى يا ترس مسلمانان است پيش آيد آن را افشا كنند.» (نساء: ٨٣). سپس فرمود: آن كه اسرار ما را فاش سازد چون كسى است كه شمشير به روى ما كشد، خدا بر آن بنده رحمت آرد كه چون علم نهانى ما را بشنود زير قدمهاى خود دفن كند، به خدا، من بدكاران شما را مىشناسم بهتر از بيطار كه چهار پا را شناسد، بدكرداران شما آنهايند كه قرآن نخوانند جز ناهنجار، نماز نگزارند جز آخر وقت، و زبان خود نگه ندارند. بدان كه چون حسن بن على ٧ (در ساباط مدائن) ضربت خورد و مردم از دورش پراكنده شدند، كار را به معاويه واگذاشت، شيعيان (افراطى و عصبانى از جريان صلح) به آن جناب چنين سلام مىكردند: سلام بر تو اى زبونكننده مؤمنين.
حضرت مىفرمود: من مؤمنان را خوار نكردم، عزيز كردم. ديدم شما تاب پيكار با دشمن نداريد، كار را وانهادم، تا ما و شما هر دو سالم بمانيم، چنان كه آن عالم (همسفر حضرت موسى كه گويند خضر بوده) كشتى (مستمندان) را معيوب ساخت تا (از تصرف دشمن مصون و) براى صاحبانش محفوظ ماند، من نيز به منظور حفظ جان خود و دوستانم چنين كردم.
(٣) پسر نعمان! من گاه به يكى از شما سخنى (محرمانه) مىگويم، او منتشر مىكند، و مستوجب لعنت و بيزارى من مىشود، پدرم مىفرمود: چه چيز چون تقيه مايه روشنائى چشم است؟ تقيه سپر مؤمن است. اگر تقيه نبود (قدرتها اساس دين را در هم ريخته بودند و) خداپرستى از ميان رفته بود، خداى عز و جل فرمايد: «نبايد اهل ايمان مؤمنان را واگذاشته، كافران را به دوستى گيرند، و هر كه چنين كند با خدا پيوندى نخواهد داشت، مگر اينكه از آنها پروا داشته باشند (و تقيه كنند).» (آل عمران: ٢٨).
(٤) پسر نعمان! از ستيزه بپرهيز، كه عملت را پامال مىكند. از كشمكش حذر كن كه هلاكت مىسازد، از دشمنيها دورى جوى كه از خدا دورت مىكند، پيشينيان خاموشى را فرا مىگرفتند چنان كه شما سخن را آنگاه كه كسى مىخواست به عبادت پردازد، نخست ده سال تمرين سكوت مىكرد، اگر از عهده بر مىآمد و مىتوانست صبر كند عبادت پيشه مىكرد، و گر نه مىگفت: من شايسته اين مقصد نيستم، آن كس نجات يابد كه مدتها از گفتار نابجا دم فرو بندد، و در حكومت باطل آزارها را تحمل كند (و دين را
[١] ابو جعفر احول از برازندهترين اصحاب امام صادق٧ است، در بحث و دفاع از تشيع بسيار توانا بوده، در اين حديث امام٧ ضمن گله از دوستان خام حقيقت تقيه و فوائد آن، و زيانهائى را كه از بىتوجهى به اين اصل عايد شده، بيان مىكند، و براى شناخت ماهيت اين دستور كه متأسفانه همچون برخى از اصول ديگر بسيار بد تفسير شده و بهرههاى غلط از آن گرفتهاند، كاملا سودمند است و چند نكته مهم در اين روايت بچشم مىخورد: ١- تقيه، عبارت است از نگه داشتن اسرار داخلى يك نهضت و افشا نكردن نقشهها. ٢- تقيه يك نقشه جنگى است كه براى غلبه بر دشمن، و جلوگيرى از رخنه او بكار مىرود، ٣- ائمه : نقشههائى مخفى داشتهاند كه اگر با افشاگرى و بىاحتياطى بعضى از اصحاب فاش نشده بود وضع را دگرگون كرده بودند،