تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٥٧ - گفتگوى ديگر با«جابر»
(١)
گفتگوى ديگر با «جابر»
(٢) جابر گويد: روزى امام باقر ٧ از خانه بيرون آمد و فرمود: جابر، من امروز غمگين، و دل مشغولم، عرض كردم: قربانت، چرا؟ براى دنيا؟ فرمود: نه، در غم آخرتم، (٣) جابر، هر كه حقيقت ايمان خالص بقلبش وارد شود به پيرايههاى دنيا دل نبندد، زيور دنيا بازيچه و سرگرمى است، و سراى آخرت زندگانى (حقيقى) است.
(٤) جابر! شايسته نيست مؤمن متكى و دلگرم به زرق و برق اين زندگى باشد، بدان كه فرزندان (و دلباختگان) دنيا اهل غفلت، غرور و جهالتند، و فرزندان آخرت مؤمن، عامل، زاهد، عالم، فقيه، متفكر، پندگير، و آزمايشگرند و هرگز از ياد خدا ملول نشوند.
(٥) جابر! بدان كه پرهيزگاران توانگرند، اندكى از دنيا بىنيازشان سازد، كمخرجند، اگر خير را فراموش كنى به يادت آرند، اگر اهل عمل باشى كمكت دهند، تمايلات و لذتها را پشت سر افكندهاند، اطاعت پروردگار را پيش رو دارند، به راه خير و به ولايت دوستان خدا بنگرند، آنان را دوست دارند و ولايتشان را بپذيرند، و از آنها پيروى كنند.
(٦) دنيا را منزلى انگار كه لختى در آن بيارامى و بگذرى، يا ثروتى كه به خواب بينى و خوشحال شوى، سپس بيدار گشته دستت را تهى نگرى، اين مثل را براى آن آوردم كه اگر خدا توفيق دهد دريابى و بكار بندى، آنچه از دين و حكمت الهى به تو سپردم حفظ كن، خير خود را بخواه، ببين در اين زندگى (دنيا) خدا در نظرت چگونه است؟ (تا چه اندازه به او ارج مىنهى) تو هم در بازگشت (و قيامت) در پيشگاه او چنان خواهى بود.
بينديش اگر دنيا در نظرت نه چنين است كه توصيف كردم، امروز (تا فرصت باقى است) به سراى (آخرت و محل) رضاى خدا منتقل شو (و دل به آنجا بند) چه كسانى كه به متاعى از دنيا شيفته (و عاشق) بودند و چون به مراد دل رسيدند باعث وزر و وبالشان شد و بدبخت شدند، و چه اشخاصى كه چيزى از امور آخرت را ناخوش داشتند و چون بدان نائل آمدند مايه سعادتشان شد.