تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٧٦٥ - پاسخ سؤالات«يحيى بن اكثم»
چرا خدا فرشتهاى را به رسالت نفرستاده، و پيغمبرش را با ما فرقى نگذاشته او هم مىخورد، مىنوشد، و در بازارها راه مىرود؟ خداوند وحى كرد كه در حضور اين جاهلان از آنها كه پيش از تو با كتابهاى آسمانى آشنا بودهاند بپرس آيا خدا تاكنون پيغمبرى براى بشر فرستاده كه نخورد و ننوشد و در بازارها حركت نكند؟ تو هم مثل آنها. و اين تعبير كه «اگر شك دارى» با اينكه او شك نداشت، از نظر مماشات و همراهى با طرف است، چنان كه در آيه مباهله قرآن دستور مىدهد بگو: «بيائيد تا فرزندان ما و فرزندان شما، و زنان ما و زنان شما، و خود ما و خود شما را دعوت كنيم. سپس نفرين كنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم.» (آل عمران: ٦١). (البته دروغگويان نصارى بودند و در اين امر ترديدى نبود ولى) اگر مىگفت لعنت خدا بر شما قرار دهيم به مباهله حاضر نمىشدند، و خدا مىدانست پيغمبرش رسالتهاى او را ابلاغ مىكند و دروغگو نيست، اينجا هم پيغمبر به راستگوئى خود يقين داشت، ولى مىخواست با مدعى بعنوان بىطرف گفتگو كند.
(١) اما آيه: «و لو ان ما في الارض من شجره اقلام ..» آرى چنين است، اگر درختهاى دنيا قلم شود و دريا را هفت دريا مدد كند و چشمهها از زمين بجوشد، آبها تمام شود، پيش از آنكه «كلمات» خدا پايان پذيرد، و هفت دريا عبارت است از: چشمه كبريت، چشمه «نمر»، چشمه «برهوت»، چشمه «طبريه» (كه لا بد همان درياچه طبريه در شمال فلسطين است)، آب گرم «ماسبندان» (كه گويند محلى بوده در خوزستان)، آب گرم افريقيه، معروف به «لسان» و چشمه «بحرون» و كلمات پايانناپذير خدا مائيم كه فضائلمان از درك بيرون است.
(٢) اما بهشت، البته هر گونه خوراكى، نوشابه، و سرگرمى كه دل بخواهد و چشم لذت برد، در آن هست و همه را هم خداوند براى آدم حلال كرده بود، اما آن درختى كه آدم و همسرش را از آن نهى كرده بود، درخت حسد بود (كه بعنوان استعاره نام درخت بر آن نهاده شده) به آنها توصيه كرده بود كه به چشم حسد بر كسانى كه خدا بر مخلوقات ديگر فضيلتشان داده ننگرند، آدم فراموش كرد و بر آنها حسد برد، و عزم و تصميمى نداشت.
(٣) آيه «او يزوجهم ذكرانا و اناثا» مفهومش اين است كه گاه نوزاد دو تاست، يكى پسر و يكى دختر، و به هر دو تائى كه با هم قرين باشند «جفت» گفته مىشود، هر يك، جفت ديگرى است (نه اينكه مراد ازدواج باشد) پناه بر خدا كه مراد پروردگار جليل نيرنگهائى باشد كه تو بر خود ساختهاى تا مجوز بزهكاريت باشد. «هر كه مرتكب اين گناه شود كيفر بيند، روز قيامت عذابش دو چندان شود و خوار و زبون تا ابد در عذاب بماند.» (فرقان: ٦٩- ٦٨). البته اگر توبه نكرده باشد.
(٤) و اما قبول شهادت يك زن، اين مربوط به «قابله» است (و موضوع زنده يا مرده بودن نوزاد هنگام ولادت) كه گواهى او اگر پسنديده (و موثق) باشد پذيرفته است، و اگر پسنديده نباشد كمتر از دو زن كافى نيست، و به حكم ضرورت بجاى دو مرد محسوب مىشوند، چه اينجا مرد نمىتواند كار