تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٤٩ - خطبه ديگر در بيان اركان و شعب ايمان و اركان و شعب كفر
(١)
خطبه ديگر در بيان اركان و شعب ايمان و اركان و شعب كفر
[١] (٢) خداوند همه چيز را آغاز كرد، و هر چه را خواست براى خود گزيد، و هر چه را دوست داشت به خود اختصاص داد، از چيزهائى كه دوست داشت ايمان است كه آن را پسنديد و از اسم خود ( «مؤمن» يعنى امان دهنده) مشتق ساخت، و آن را به هر مخلوقى كه دوست داشت انعام كرد، سپس آن را بيان كرد. آبشخوارهاى آن را براى تشنهكامانى كه در آن پاى نهند، آسان كرد، پايههايش را براى آنها كه دورى گزينند استوار و رفيع ساخت، ايمان را براى خواستارانش عزت و براى واردان، (قلعه) امن و امان قرار داد، ايمان را راهنماى پيروان، زيور آرايش خواهان، دين گروندگان، پناه پناهندگان، رشته متمسكان، برهان متكلمان، شرف عارفان، حكمت گويندگان، نور روشنى خواهان، حجت متخاصمان، پيروزى مستدلان، علم بخاطر سپاران، حديث راويان، حكم قاضيان، حلم حديث گويان (بين محدث به هر معنى كه باشد با حلم چندان تناسبى نيست و شايد تحريفى رخ داده)، خرد عاقبت انديشان، فكر انديشمندان، يقين خردمندان، بينائى مصممان، نشانه تيزهوشان، عبرت پندگيران، نجات مؤمنان، دوستى خدا براى شايستگان، مرتبه و مقام مراقبان، اعتماد موكلان، آسودگى تفويضكنندگان (آنها كه كار خود به خدا باز گذارند)، آئين نيكان، خير شتابندگان، سپر صابران، لباس پرهيزگاران، تطهير ره يافتگان، امنيت مسلمانان و روح راستگويان، مقرر فرمود. ايمان ريشه حق است، و راه ريشه حق هدايت است؛ صفتش نيكوئى، و افتخارش بزرگوارى، ايمان راهى روشن، راهنمائى فروزان، چراغى تابان و هدفى رفيع دارد، آمادگى مسابقه در اين ميدان آسان است، اسبانش مهيا، جايزهاش رشگآور، اسبابش كهن، و سوارانش بزرگوارند. راهنما: اعمال صالح.
چراغ: عفت. مرگ: نهايت. مركز آمادگى: دنيا. ميدان: قيامت. جايزه: بهشت.
مجازات واماندگان: دوزخ. وسيله: تقواست، و اسبدوانان: نكوكارانند.
(٣) با ايمان كارهاى شايسته را توان شناخت، با كارهاى شايسته فقه آباد شود، فقه موجب ترس از مرگ، مرگ پايان دنيا، دنيا روبروى آخرت، قيامت معبر بهشت، بهشت حسرت دوزخيان، دوزخ پند پرهيزگاران، و پرهيزگارى ريشه احسان است.
[١] قسمتى از اين خطبه را در نهج البلاغه در كلمات قصار شماره ٣١، و قسمتى را در خطبه ١٠٤ به ترتيب صحيح نقل كرده.