تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣١٩ - سخنان كوتاه آن حضرت در باب اين معانى(حكمت، موعظه، تشويق و تهديد)
(١) شايسته است كه مسلمان از رفاقت سه كس خوددارى كند: «فاجر» (تبهكار لا ابالى در دين)، احمق و دروغگو؛ زيرا فاجر رفتار خود را بيارايد و ترا چون خويش آلوده خواهد، در امر دين و آخرت با تو همكارى نكند، همنشينش باعث جفا و سنگدلى و آمد و رفتش مايه ننگ است. اما احمق، نه هيچ گاه (در اثر كوتاه فكرى) راه خيرى پيش پايت گذارد، نه هر چه كوشد اميدى هست كه شرى را بگرداند، و گاه خواهد نفع رساند زيان بخشد، مرگ چنين رفيقى از حياتش بهتر، خاموشيش از گفتارش نكوتر، و دوريش از نزديكيش خوبتر است. و اما دروغگو، هرگز زندگى با وجودش گوارا نيست، حرف ترا به محفل ديگران برد، سخن آنان را نزد تو آورد، هر افسانهاى پايان يابد افسانه ديگر افزايد (جعلى را با جعل ديگر پيوند زند) و چندان دروغ گويد كه راستش را هم باور نكنند، ميان مردم دشمنى پراكند، كينهها در سينهها بكارد، (در باره اين نابكاران) از خدا پروا كنيد و بحال خود بينديشيد.
(٢) در مصاحبت آن خردمند كه دستى گشاده و طبعى بخشنده ندارد باك نيست، به اين شرط كه از عقلش بهرهگيرى و از خوى بدش (خست) بگريزى. رفيق سخاوتمند را هم از دست مده گرچه از عقلش سود نبرى، تو با عقل خود از كرم او استفاده كن. اما از خسيس احمق با تمام قوا بگريز (كه نه عقلى راهنما دارد نه دستى كارگشا).
(٣) صبر (مقاومت) سه گونه است: صبر در مصيبت (كه در فشار مصيبت از پاى در نيايد، دست به خودكشى نزند، نوميدى و دلسردى كارش را بانزوا يا ديوانگى نكشد). صبر بر طاعت (آنجا كه اطاعت حق ايجاب بذل مال و جان كند يا با مشكلات، سختيها، محروميها و نابسامانيها مواجه شود نهراسد و كوه صفت بايستد). و صبر بر معصيت (كه در برابر غول شهوت و غضب و ديو جاه و مال نلغزد و از پاى در نيايد).
(٤) هر كه تواند خود را از چهار چيز نگه دارد شايسته است كه هيچ ناملايمى نبيند، پرسيدند آنها چيست؟ فرمود: عجله، لجبازى، خودپسندى و سستى.
(٥) كارها سه گونه است: واجبات (الزامات حتمى)، فضائل (مستحبات اختيارى) و گناهان؛ واجبات به فرمان و خواست و رضايت خدا و علم و تقدير اوست (البته اين گونه تقديرها اجبارى نيست و با اراده و اختيار انسان انجام مىشود)، بنده اين كارها را بجاى آورد و از (عذاب) خدا برهد فضائل به فرمان حتمى و الزام خداوند نيست تنها به خواست، رضايت و علم و تقدير اوست. هر كه خواهد داوطلبانه انجام دهد و پاداش گيرد. اما گناهان، نه به فرمان خداست، نه به خواست و نه به رضاى او، ولى البته علم و تقديرش به آنها تعلق گرفته، آنها را در وقت خود مقدر فرمايد، بنده به اختيار انجام دهد و از طرف خدا كيفر بيند، چه خدا منع كرده و او نپذيرفته.
(٦) مردم! خدا در مقابل هر نعمتى حقى دارد، هر كس ادا كند نعمتش را بيفزايد، هر كه تقصير نمايد نعمت را در خطر زوال افكند و شتابان بسوى كيفر رود، بايد خدا شما را از نعمت ترسان بيند (ترس از تقصير در شكر)