تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٦١ - احكام شمشيرها
يا كشته شدن چيزى از آنان نپذيرند.
(١) سوم شمشيرى است كه بروى مشركان عجم مانند «ترك» و «ديلم» و «خزر»[١] كشيده مىشود. خداوند در اول سوره محمد ٦ پس از نقل جريان آنها فرموده: (چون با كافران در نبرد روبرو شويد) آنها را گردن زنيد تا آنگاه كه از خونريزى بسيار آنان را از پا در آوريد، اسيران جنگ را محكم در بند كشيد و سرانجام بر آنها منت نهيد يا از آنان (عوض) گيريد تا (وقتى كه) جنگ بارها (و سلاحها) ى خود را فرو نهند (محمد: ٤).
منت نهادن در آخر كار، يعنى (آزاد كردن) پس از اسيرى، و فدا يعنى بين آنها و مسلمين قرار مبادله اسراى جنگ بستن، اين عدهاند كه جز كشتار يا ورود به اسلام چيزى از آنها پذيرفته نيست، و ازدواجشان تا در كشور بيگانهاند جايز نيست.
(٢) اما شمشيرى كه بايد آماده نگه داشت، تيغى است كه بر روى اهل «بغى» و «تأويل»[٢] كشيده مىشود. خداوند فرمايد: «اگر دو دسته از مؤمنان با هم آغاز جنگ كردند. آنان را صلح دهيد، اگر دستهاى بر دسته ديگر ستم كرد با ستمكار بجنگيد تا به حكم خدا (عدالت) باز گردد.» (حجرات: ٩). چون اين آيه نازل شد پيغمبر ٦ فرمود: همانا كه بعضى از شما پس از من به «تأويل» (و باطن قرآن) پيكار مىكند چنان كه من به حكم «تنزيل» (و ظاهر قرآن) جنگيدم پرسيدند: او كيست؟ فرمود: آن كه كفش وصله مىكند، يعنى امير المؤمنين (كه مشغول وصله زدن بود) عمار ياسر (در جنگ صفين) مىگفت: من سه بار زير اين پرچم در ركاب پيغمبر ٦ جنگيدهام و اينك بار چهارم است، به خدا اگر (لشكر معاويه) ما را تا نخلستانهاى «هجر» (: بحرين) عقب برانند (در حقانيت خود شك نمىكنيم و) مىدانيم كه ما بر حقيم و آنها بر باطل، سيره و روش امير المؤمنين ٧ با «اهل بغى» همانند سيره پيغمبر ٦ با اهل مكه هنگام فتح آن شهر بود، كه فرزندانشان را به اسيرى نگرفت، و اعلان (عفو عمومى) كرد، كه: هر كه درون خانه رود و در را ببندد در امان است و هر كه سلاح افكند در امان است، امير المؤمنين ٧ نيز در جنگ بصره بانگ زد: كودكى را اسير نكنيد، مجروحى را نكشيد، فرارىاى را تعقيب نكنيد، هر كه در خانهاش را ببندد در امان است و هر كه اسلحه را به زمين نهد در امان است.
(٣) شمشير غلاف كرده آن است كه در قصاص بكار مىرود، خداوند فرمايد: «جان در مقابل جان (قصاص شود) و چشم در مقابل چشم» (مائده: ٤٥). «كشيدن اين شمشير بدست بازماندگان مقتول است (كه اگر تقاضاى قصاص كنند كشيده مىشود) و حكمش با ماست.
(٤) اين شمشيرهائى است كه خداوند پيغمبر ٦ را با آنها فرستاد، هر كه همه آنها يا يكى را انكار كند، يا منكر بعضى از سنن و احكام آنها شود، به آنچه خداوند تبارك و تعالى بر پيغمبرش محمد ٦ نازل كرده كافر شده است.
[١] ديلم گيلان است و خزر قومى بودهاند كه در حاشيه بحر خزر قفقاز سكونت داشتهاند و پايتخت آنان در اوائل اسلام و عصر فتوحات مسلمانان شهر« بلنجر» بوده.
[٢] اهل بغى و تساويل يعنى ياغيان، آنها كه به ظاهر مسلماناند و به باطن كافر و امام به تأويل قرآن با آنها مىجنگد، مانند خوارج.