تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٦٨٩ - گفتار آن حضرت در باره«اصطفا» بندگان برگزيده
(١) (وجه) ديگر (براى اين وظيفه دوستى) اينكه اگر انسان با كسى رابطه دوستى داشته باشد، و او با يكى از خويشاوندانش دشمن شود خواه ناخواه روابط دوستى تيره گردد و قلب سالم نماند، خدا خواسته هيچ كدورتى در قلب مبارك پيغمبر ٦ از هيچ مؤمنى نباشد، از اين رو محبت خاندانش را واجب كرده، و هر كه اين وظيفه را رعايت كند، و پيغمبر و آلش را دوست دارد، ممكن نيست پيامبر او را دوست ندارد، و هر كه بر خلاف اين فريضه آل پيغمبر را دشمن دارد، بر آن جناب لازم است وى را دشمن دارد، زيرا يكى از واجبات خدا را ترك كرده، و چه فضيلت و شرفى از اين بالاتر؟ و آنگاه كه اين آيه نازل شد: «بگو من براى اين كار مزدى از شما نخواهم بجز دوستى خاندانم.» پيغمبر در ميان اصحاب بپا خواسته، حمد و ثناى خدا كرد و فرمود: مردم! خدا وظيفهاى براى شما واجب كرده انجام مىدهيد؟ كسى جواب نداد. روز ديگر بپا خاست و همان مطلب را تكرار كرد باز پاسخى نشنيد. روز سوم برخاست و باز فرمود: مردم! خدا وظيفهاى بر شما واجب كرده انجام مىدهيد؟ و چون جواب ندادند، فرمود: مردم، اين نه زر مىخواهد و نه سيم، نه خوردنى است نه نوشيدنى. گفتند: اينك بفرما، حضرت آيه را تلاوت كرد. گفتند: اين كار را خواهيم كرد اما اكثرشان بدين ميثاق وفا نكردند، پدرم از جدم، از پدران بزرگوارش از حسين بن على ٧ نقل كرد كه فرمود: مهاجران و انصار حضور پيغمبر ٦ گرد آمده و گفتند: يا رسول اللَّه شما هم براى خود و هم براى مهمانان و واردين هزينهاى لازم داريد اينك اين اموال و خونهاى ما است كه در اختيار شما مىگذاريم، هر حكمى در باره آنها بفرمائيد نكوكار و مأجوريد، بىپروا هر چه خواهيد ببخشيد و هر چه خواهيد نگه داريد. خداوند (در پاسخ آنها) روح الامين را فرستاد كه اى محمد! بگو من از شما براى اين كار مزدى نخواهم جز دوستى خاندانم، خويشان مرا پس از من نيازاريد، حاضران از جلسه خارج شدند و جمعى گفتند: پيغمبر پيشنهاد ما را رد نكرد جز بدين منظور كه ما را پس از خود به مراعات خويشانش وادارد، و اين جز افترائى كه في المجلس به خدا بست چيزى نتواند بود، البته اين جسارتى بزرگ بود و خدا (براى رفع اين تهمت) اين آيه را فرستاد: «بلكه مىگويند آن را به خدا بسته، بگو اگر افترا زده باشم شما هيچ قدرت بر نجات من از (عذاب) خدا نداريد، او خود به مطالبى كه در آن وارد مىشويد داناتر است، و گواه ميان من و شما هم او كافى است، او آمرزگار و مهربان است.» (احقاف: ٨). پيغمبر ٦ بدنبال آنها فرستاد، و چون آمدند فرمود: مطلب تازهاى بوده؟
گفتند: آرى به خدا، يا رسول اللَّه، بعضى از ما سخنى بزرگ گفتند، كه براى ما ناخوشايند بود،