تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤١٩ - حقوق خويشاوندان
از آتش باز دارد، اين پاداش آخرت توست، و در دنيا نيز اگر خويشاوندى ندارد ميراثش از آن توست، در برابر مالى كه از براى آزاديش پرداختهاى و وظائفى كه از آن پس انجام دادهاى، اگر حقش را رعايت نكنى بيم آن مىرود كه ميراثش براى تو (حلال و) گوارا نباشد، و لا قوة الا باللَّه.
(١) ٢٧. حق احسانكننده اين است كه از او تشكر كنى، احسانش را به زبان آرى، گفتار نيك در بارهاش نشر دهى، مخلصانه در حقش دعا كنى تا در نهان و عيان از او قدردانى كرده باشى، و اگر بتوانى بايد محبتش را تلافى كنى و گر نه منتظر فرصت و آماده جبران باشى.
(٢) ٢٨. حق مؤذن اين است كه بدانى خدا را بياد تو مىآورد، ترا به بهرهبردارى (از عبادت) دعوت مىكند، بهترين ياور تو در انجام فريضه الهى است، بايد بر اين خدمت از او تشكر كنى چنان كه از هر احسانكننده (جمله «و ان كنت في بيتك ... متهما» كاملا مبهم است) و بدانى كه مؤذن بىشك نعمتى خدائى است، با شكر خدا در هر حال بر اين نعمت، قدرش را بدان و با آن خوشرفتارى كن، و لا قوة الا باللَّه.
(٣) ٢٩. حق امام جماعت اين است كه بدانى سفارت (و وساطت) بين تو و خدا، و نمايندگى ترا در ورود به درگاه پروردگار بعهده گرفته، او از جانب تو سخن گويد نه تو از ناحيه او، او براى تو دعا كند نه تو براى او، او در باره تو طلب كند نه تو در باره او، مهم ايستادن در پيشگاه خدا و درخواست و دعا را از تو كفايت كرده، اگر در هر يك از اين مراحل كوتاهى شود او مقصر است نه تو، اگر گنهكار باشد (و بر خلاف وظيفه رفتار كند) تو شريك او نيستى، با اينكه (در مقابل اين خدمت) احسانى به او نكردهاى (و طلبى از او ندارى) پس او جانش را سپر جان تو و نمازش را سپر نمازت ساخته بايد اين (محبتش) را قدردانى كنى، و لا قوة الا باللَّه.
(٤) ٣٠. حق همنشين اين است كه با او نرم و ملايم باشى، در گفتگو انصافش دهى، يكباره ديده از او بر نگيرى، در سخن مرادت تفهيم او باشد، اگر تو بر او وارد شوى اختيار حركت با توست، و اگر او وارد شود