تحف العقول ت جنتی - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١٤٩ - خطبه آن حضرت معروف به«وسيله»
هر كه با جاهل نشيند آماده قيل و قال باشد، نه توانگر را مال از مرگ برهاند نه درويش را فقر.
(١) مردم! دلها گواهانى دارد كه روحها را از روش تقصيركاران بگرداند، زيركى در فهم مواعظ، نفس را به پرهيز از خطا وادارد، هوى و هوسى به دل خطور مىكند و عقل است كه مانع و جلوگير است. تجربهها علم تازه آموزد، عبرتگيرى (مردم را) به هدايت كشاند، آنچه از ديگران نمىپسندى براى تربيت تو كافى است (ادب را از بىادبان بياموز)، همان حقى كه تو به برادر مؤمن دارى او هم به تو دارد، مستبد به رأى در مخاطره است.
عاقبت انديشى پيش از اقدام امن از پشيمانى است، هر كه چهره آراى مختلف را نيك بنگرد، مراكز اشتباه را دريابد، (٢) هر كه از بيهوده لب فرو بندد رأيش با همه عقلها برابرى كند، (٣) هر كه شهوت را محدود كند قدر و قيمت خود را نگه داشته، (٤) هر كه زبان را نگه دارد مردم از زبانش ايمن گردند و به حاجت خود برسد، (٥) در زير و رو شدن اوضاع و احوال حقيقت مردان آشكار شود، روزگار حقيقتهاى نهفته را روشن سازد، براى آن كه در ظلمات فرو رفته برق جهنده سود ندارد، (٦) هر كه به حكمت شهره گردد به ديده وقار و هيبتش بنگرند، (٧) شريفترين توانگريها وانهادن آرزوست، (٨) صبر سپر بينوائى است، حرص نشان فقر (قلب) است، بخل روپوش مسكينى است، (٩) رفاقت خويشاوندى اكتسابى است، (١٠) فقير مهربان از ثروتمند نامهربان بهتر است، (١١) موعظه براى آن كه بپذيرد پناهگاهى است، (١٢) هر كه چشم را آزاد گذارد افسوس زياد خورد، (١٣) هر كه تندخوى باشد خانوادهاش از او منزجرند، (١٤) هر كه به نوائى رسد گردنفرازى كند، آرزو كمتر به تو راست گويد (اكثر آرزوها دروغين است)، تواضع جامه مهابت بر تو پوشاند، گنجهاى روزى در گشاده خوئى است، (١٥) هر كه جامه حيا بر تن كند عيوبش پوشيده ماند، (١٦) سخن عادلانه گوى كه هر كس عدالت جويد هزينهاش سبك گردد (و بار زندگى بر دوشش سنگينى نكند)، (١٧) رشد (و صلاح) نفس در مخالفت با اوست، (١٨) هر كه روزگار (و بىاعتبارى آن) را شناسد از آماده شدن براى كوچ غافل نگردد. هان! كه هر جرعه تواند گلوگير شود، و هر لقمه شايد كه راه نفس بگيرد، هيچ نعمتى جز با زوال نعمت ديگر بدست نيايد، هر جاندارى قوتى دارد و هر