درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٥١٠ - قوله حكم الله تعالى لا يقوم له احد من خلقه بحقه
كه عمل صالح آنست كه شعار آن عبوديت و ارتباط با ساحت كبريائى داشته باشد و از عقيده ايمان و تقوى سرچشمه گرفته باشد اين گونه عمل صالح زنده و داراى نيروى حيات و علامت ايمان و عبوديت خواهد بود.
نتيجه آنست كه عمل صالح في نفسه قوام آن بشعار عبوديت بآنست كه صلاح حقيقى و شعار آن عبوديت باشد اين گونه عمل از نظر اينكه ظهور ايمان و شاهد عبوديت است صالح و داراى نيروى حيات ابد خواهد بود و سبب ثبات ايمان و استقامت عقيدتى و آثار صلاح دنيوى و اخروى نيز خواهد بود زيرا روح صلاح اعمال خير بروح عبوديت از نظر آنست كه جايز صلاح طبيعى و اجتماعى و روانى خواهد بود و يا به اصلاحات زندگى اجتماعى بشر از هر لحاظ اعمال صالحه است كه شعار آنها عبوديت باشد و هيچ گونه ضرر و فساد و تجاوزى در آن نباشد.
خلاصه اعمال صالح بيگانگان چنانچه حايز مصالح عمومى و اجتماعى باشد گر چه بر حسب جريان طبيعى حايز اثر باشد ولى از نظر اينكه شعار آن كفر است صلاح ظاهرى نيز براى عموم بر حسب حقيقت نخواهد داشت تا چه رسد براى عامل بيگانه آن و غرض بيان مفاد روايت شريفه است كه امام صادق عليه السّلام فرمود
(ايها السائل حكم اللَّه تعالى لا تقوم له احد في خلقه بحقه فلما حكم بذلك وهب لاهل محبته القوة على معرفته)
مبنى بر اينكه افعال جوارحى في نفسها بسبب سعادت نخواهد بود هر چه كه حائز فوائد و آثار طبيعى باشد و آنچه سبب رشد و حيات حقيقى روح عمل است همانا اعتقاد قلبى و ارتباط با مقام كبريائى است كه حقيقت حيات روح و سعادت آنست كه در اين جهان آثار نيك و خير و صلاح خواهد داشت و خلود در سعادت نيروى اعتقاد باصول توحيد و الزام و ملكات فاضله است و اعمال صالح شاهد بر وجود ايمان و ثبات آن و اعتقاد قلبى و ملكه فاضله است.
بالاخره سبب خلود در سعادت همانا ملكه و نيروى ثبات ايمان و اعتقاد