درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٥٩ - قوله عليه السلام لكنه حى يجرى فيمن بقى كما يجرى فيمن مضى
و هيچ روح قدسى غير از رسول صادع اين صلاحيت و ظرفيت را ندارد كه بدون واسطه مورد القائات و تعليمات ربوبى و موهبتهاى الهى قرار بگيرد و از آن قلب نورانى بعالم بشريت انوار تعليمات ربوبى بتابد و جزء برنامه مكتب قرآن قرار گيرد.
و از اين بيان استفاده شد كه آيات قرآنى ظهورى نازل از حقايق و تعليمات ربوبى است كه وسيلهاى است كه از بطون آنها رسول اكرم صلى اللَّه عليه و آله بحقايقى نيز احاطه بيابد.
٦- از اين بيانات نيز استفاده شد كه قلب و روح قدس رسول صادع صلى اللَّه عليه و آله مصداق حقيقى و حامل علوم الهى و معارف و بطون قرآنى است كه چنانچه بفرض زمان رسالت و تبليغ و رسالت رسول صادع صلى اللَّه عليه و آله پايان بپذيرد و در آستانه رحلت قرار بگيرد همه علوم و تعليمات ربوبى و الهامات از طريق بطون قرآنى از دسترس جامعه بشر خارج شود نقض غرض خواهد بود.
از نظر اينكه ظرفيت و صلاحيت فهم و تلقى حقايق و اسرار و علوم ربوبى را هرگز افراد عادى از مسلمانان نخواهد داشت با توجه بكوتاهى وقت و عوارض و عوايق بىشمار ديگر.
٧- اين دليل قاطع است باينكه بايد در زمان رسالت رسول صادع صلى اللَّه عليه و آله فردى باشد كه قابل و صالح براى تلقى و فهم حقايق و اسرار ربوبى و مطلق تعليمات كه برسول صلى اللَّه عليه و آله اعلام و تعليم شده است و آن فرد نيز هم چه عيسى مسيح و افضل از او باشد كه ظرفيت و صلاحيت آن را داشته كه رسول صادع با نيروى تعليمى خود كه نيروى الهى و ايجادى است آن فرد شاخص و ممتاز را در اندك زمانى تعليم نمايد و هر چه را از مقام ربوبى برسول صادع صلى اللَّه عليه و آله تعليم و بوديعت نهاده شده بهمان نيروى الهى آن ودايع را بوصى خود هم چه عيسى مسيح افاضه نمايد و ودايع الهى را به قلب نورانى وصى خود بطور موهبت وجودى القاء نمايد