درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٦١ - قوله و انما عرف الله من عرفه بالله فمن لم يعرفه به فليس معرف غيره ليس بين الخالق و المخلوق شىء
شهودى و حضورى دارند بديهى است هرگز ساحت ربوبى مورد احاطه حضورى موجودى قرار نخواهد گرفت زيرا مخلوق نسبت بخالق مانند سايه و خورشيد است بر اين اساس ساحت ربوبى هرگز مورد احاطه شهودى و احاطه حضورى قرار نخواهد گرفت هم چنان كه ظل و سايه بر خورشيد جهان آراء احاطه شهودى و حضورى نخواهد داشت و مفاهيم كلى اسماء و صفات قابل ادراك و حضور است و شاهد آنست كه بر حسب مفهوم ميان حريم كبريائى با اسماء و صفات مغايرت و مباينت خواهد بود ولى با توجه به اينكه بر حسب مصداق اتحاد و عينيت ميان ذات كبريائى و صفات و اسماء كه از شئون وجودى واجب تعالى خواهند بود.
قوله: و اللَّه خالق الاشياء لا من شىء
: از جمله مباينت ساحت قدس ربوبى با مخلوقات و سلسله بشر و او از نظر آنست كه هر چه را بيافريند و موهبت او را فرا بگيرد از كتم عدم بصورت هستى و وجود در مىآيد مثلا ميوهها كه از شكوفهها بوجود مىآيند هيچ يك از تجزيه و پيوست موجود خارجى صورت نخواهد گرفت بلكه گل در اثر مرور چند ماهى بصورت ميوه شاداب خواهد درآمد.
خلاصه خلق و ايجاد از كتم عدم كه از صفات فعل حريم كبريائى است اختصاص باو دارد و بشر محال است بتواند لحظهاى فعلى را بجا آورد و از نيستى و عدم آن را اخراج نمايد خلاصه مباينت و مغايرت آشكارى ميان خلق و آفرينش كه از حريم كبريائى منبعث مىشود با افعال و حركات بشر كه در اثر موجود خارجى است و در اثر تجزيه و تركيب مواد خارجى صورت ميگيرد از آن نظر مباينت و مغايرت آشكار ميان فعل و آثار حريم كبريائى با فعل صادر از سلسله بشر خواهد بود. فعل و اثر و خلق و آفرينش ساحت كبريائى از كتم عدم و نيستى است هم چنان كه ساحت قدس ربوبى وجود حقيقى و بسيط و قائم بالذات است و همه ما سواء باو تكيه دارد و باو اعتماد دارند فعل و اثر او نيز از لا شىء و عدم خواهد